گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٥٢
مجتمع شهرك نشين است، نه حكومت شهروندانى كه در درون مرزهاى آن زندگى مىكنند.
قانون بازگشت، به يهوديان جهان حق مىدهد به اعتبار اينكه فلسطين سرزمين اجدادشان است به آنجا باز گردند؛ در جايى كه اجدادشان دو هزار سال پيش آن را رها كردهاند. در عين حال براى فلسطينىهايى كه چند سال پيش به دليل ترور و فشار مستمرّ مجبور به ترك وطن خويش شدهاند، چنين حقى وجود ندارد! همچنين ساختار غير طبيعى اين حكومت در رابطه حكومت صهيونيستى با سازمان صهيونيسم و سازمان يهود به خوبى ديده مىشود. اين رابطهاى غير طبيعى است كه در هيچ حكومت ديگرى مانند ندارد. اسرائيل تنها حكومت جهان است كه در سازمان ملل عضويت مشروط دارد و شرط آن عبارت از اسكان دوباره آوارگان فلسطينى در سرزمين آنان است، در حالىكه هيچ نشانهاى بر عملى شدن اين شرط در آينده نزديك وجود ندارد.
غير طبيعى بودن ساختار اسرائيل در رابطهاش با فلسطينىها نيز آشكار است. اين رژيم به طور پيوسته به شكل مجازى و حقيقى تلاش مىكند آنان را محاصره كند، و ماهيت قومى آنان را تضعيف كند. آنان را با زور سلاح سركوب كند؛ از آنان به عنوان عنصرى بشرى و بازار كالاهاى خود بهرهكشد. غيرعادى بودن در رابطه اين حكومت با جهان عرب نيز به چشم مىخورد. جهانى كه از نگاه اين حكومت «منطقه» به شمار مىرود؛ يعنى مكانى صرف كه نه تاريخ دارد و نه رويكرد. به همين رو آن را بازارى براى كالاهاى خود و منبع مواد خام و نيروى كار ارزان مىشمرد. از اين رو به جاى «بازار مشترك عربى» از آن به عنوان بازار خاورميانه ياد مىكند. به دليل همين امور، تلاش براى عادىسازى روابط با كشورهاى عربى بىفايده است و با ساختار غير طبيعى و نامأنوس رژيم صهيونيستى در تقابل مىباشد. اين امرى است كه در رفتار غير طبيعى اين رژيم به طور كامل جلوهگر است.
٢. عادى سازى معرفت شناختى: «١» «عادى سازى معرفت شناختى» در اينجا به معناى تلاش براى دادن رنگ طبيعى به پديدهاى است كه ويژگيهاى منحصر به فرد و استثنايى دارد، به گونهاى كه گويا اين پديده وابسته به الگويى كلى و تكرارپذير است در حاليكه واقعيت چنين نيست و از اين رو در چارچوب آن