گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٤٠
مىسازد كه در وراى آن مفاهيم و ارزشهايى مغاير با ارزشها و مفاهيم ما و الگويى تحليلى و معرفتى عليه ما پنهان مىسازد چاره چيست؟
قبلًا به پيچيده بودن حقيقت انسانى، فعاليت عقل، رابطه زبان و ادراك كه به جانبدارى و گرايش منجر مىشود اشاره نموديم. عقل واقعيت را به شكل منفى دريافت نمىكند بلكه آن را ابقاء مىكند و كنار مىزند، بر آن تأكيد مىكند و به حاشيه مىراند. همين حالت بر تلاش انسان براى نامگذارى پديدهها وجود دارد، چرا كه براى خبردادن از پديدهاى مركب بايد از ميان تعداد قابل توجهى از مفردات واژهاى را برگزيند و هنگامى كه واژهاى را مناسب مىپندارد انتخاب مىكند، آن را متداخل با تعدادى ديگر از اصطلاحات مىيابد. فرايند انتخاب عبارت از ابقا، تأكيد، دور راندن و كنارزدن مىباشد. به اين معنا كه ميان اسم و مسمى، اصطلاح و پديده، يك تلاقى آلى «١» (يا پيوندى ضرورى) وجود ندارد بلكه انتخاب (اجتهاد) انسان براى پيوند دادن اصطلاح و پديده، دالّ با مدلول جبرى است و اين فرايندى است كه تا اندازهاى گرايش و جانبدارى يك اصطلاح را در برابر اصطلاحى ديگر و گرايش به جنبهاى از اصطلاح در برابر جنبهاى ديگر از آن را دربر دارد. خود واژه «اصطلاح» بيانگر اين است كه «گرايش معنايى» يك ركن اساسى موجود در اصطلاح است.
در علوم انسانى عربى بسيارى از اصطلاحاتى كه به كار مىبريم وارداتى هستند، و ما آنها را وضع نكرده و يا نساختهايم. ما به انتقال اصطلاحات بدون هيچ اعمال نظر، اجتهاد، بررسى و ويرايش كاملًا عادت كرده ايم و عقلِ علوم انسانى عربى در گوش جاى گرفته كه هر چه را مى شنود با امانت دارى و عينيت گرايى مضحك منتقل مىكند. به همين دليل عرب جديد توان نامگذارى امور را از دست داده و كسى كه اشياء را نامگذارى نمىكند تسلط بر واقعيت و توان تعامل شايسته با آن را از دست مىدهد. اما آن كه واقعيت را به طور شايسته درك مىكند و طبق مقولههاى خويش آن را مىچيند و نامهايى سازگار با ادراك خويش بر آن مىگذارد، مى تواند در جهان خارج با آزادى نسبتاً منطقى حركت كند؛ به دليل اينكه او اطلاعات را در مقولهها و چارچوبهاى بومى خويش جمع خواهد كرد. اين امر مىتواند توان پيشگويى جريان واقعيت را در وى بيفزايد و توان كنش متقابل او با واقعيت را بهبود بخشد.