گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٢٤
سازمان صهيونيسم از نوع مهاجرين آگاهى داشت. چون ميزان ريزش در ميان آنان در اواخر دهه هشتاد به ٩٠% رسيد. لذا اسرائيل مطمئن شد درهاى ايالات متحده به روى آنان بسته است تا اين مزدوران را به اسرائيل گسيل نمايد. اينها رابطه خود را با يهوديت از دست داده بودند و يا به دليل هفتاد سال تبليغات الحادى سازمان يافته، ايدهآلى فراتر از ماده نمىشناختند و اصلًا با يهوديت ارتباطى نداشتند. اين مزدوران براى ادعاى يهودى بودن هيچ مانعى در خود نمىديدند حتى براى جلب حمايت مالى و به آرزوى اينكه روزى فرصت براى فرار از سرزمين موعود صهيونيستى به سرزمين موعود فراهم شود، مانعى در ختنه شدن نديدند.
از سوى ديگر حكومت صهيونيستى تلاش مىكند تا با دادن كمكهاى مالى آنان را به بند بكشد تا اگر فرصت فرار فراهم شود، باز پرداخت و تسويه اين بدهىها برايشان آسان نباشد.
واژه «مزدور» جز در موارد نادر به كار برده نشده است. با اين حال مىتوان گفت اصطلاحى است كه در گفتمان بسيارى از نويسندگانى كه به بررسى مهاجران شوروى پرداختند، نهفته است.
يكى از نويسندگان از آنان به «مهاجران اقتصادى» ياد كرد. ديگرى آنان را «فرارىهاى شوروى نه مهاجران به اسرائيل» لقب داد. خانم جوليا ميرسكى (روانشناس دانشگاه عبرى) آنان را «پناهنده نه مهاجر» لقب داد. كارل شراگ در جيروسالم پست «١» آنان را شهركنشينانى توصيف نمود كه با زور بر خلاف ميل خويش مهاجرت نمودهاند. اما من واژه «مزدور» را ترجيح مىدهم چون مزدور كسى است كه كارى انجام نمىدهد مگر در ازاى پاداش، و التزام وى به كار يك التزام قراردادى خارجى است. يعنى مزدور در خود ذرهاى احساس وفادارى و تعهد ندارد.
برترى اصطلاح ما، به رايج بودن آن در جامعه شناسى بر مىگردد، يعنى اندازهاى كلىتر است و دچار تخصيص كامل نمىشود.
نوع ديگرى از صهيونيستهاى منفعت طلب وجود دارند و آن افراد كهنسالى هستند كه در اسرائيل بازنشسته مىشوند، به طورى كه با حقوقِ كمِ بازنشستگى زندگى مرفهى دارند