گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣١٤
آوردن اولين ضربه» يا «ضربه غافلگيرانه» و «انتقال جنگ به زمين دشمن» بود. اما پيروزى ١٩٦٧ به نظريه «مرزهاى امن» تكيه بر «دفاع ثابت مثبت يا نرم» و «راهبرد بازدارندگى» منجر شد.
جنگ ١٩٧٣ تمامى رؤياها و آرزوهاى اسرائيل در مورد «مرزهاى امن» را از بين برد. اين جنگ به طور جدى ثابت كرد تمامى راههاى دفاعى كه اسرائيل براى امنيت مرزهايش بر آن اتكاء نموده بود در اولين تجربه جنگى در سال ١٩٧٣ شكست خورد. لذا آنان به استراتژى پيشين و اصيل مبتنى بر جنگ ويرانگر يا غافلگيرانه و نظريه «بازدارندگى» و «بهانههاى جنگ» باز گشتند.
با اين حال نظريه «مرزهاى امن» با وجود ناكامى آن، هنوز جايگاه مهمى در استراتژى اسرائيل دارد، چون اين نظريه تنها بهانه حفظ اراضى اشغال شده مىباشد. به روشنى مشاهده مىشود اين نظريه بيش از آنكه بخشى ازعقيده نظامى باشد، به بخشى از استراتژى سياسى اسرائيل مبدل شده است، چرا كه «مرزهاى جغرافيايى» به «مرزهاى امن سياسى» مبدل گرديده است. آنچه براى امنيت اسرائيل اهميت دارد اين نكته است كه در امور هر كشور عربى (خواه همسايه يا غير همسايه) از اقيانوس آرام تا خليج فارس به بهانه اينكه اين كشور كانون دشمنى با اسرائيل است، دخالت كند.
بدين ترتيب مفهوم امنيت اسرائيل دوتايى مىشود: يكى مفهوم سياسى، به اين معنا كه اسرائيل حق اظهار نظر در هر مشكل مربوط به تمامى جهان عرب را دارد، به اين دليل كه اين مشكل بر امنيت اسرائيل تأثير گذار است، و ديگرى مفهوم جغرافيايى امنيت مىباشد به اين معنا كه اسرائيل حق دستيابى به «مرزهاى امن و به رسميت شناخته شده» را دارد و تنها اسرائيل حق دارد اين مرزها را تعيين و ترسيم نمايد! ٤. بيم جمعيت شناختى:
معمولًا هنگامى كه اين عبارت به كار مىرود، بيم اسرائيل را از افزايش جمعيت اعراب مىرساند، چون صبغه انحصارى و نژادى يهودى بودن حكومت يهودى را به مخاطره مىاندازد.
تهديد جمعيت شناختى مشكلى امنيتى و اساسى در اسرائيل به شمار مىرود هر چند رهبران آن از تصريح به اين تهديد طفرهروند. هر مجموعه شهرك نشين نياز به عنصر شهرك نشين دارد