گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٣٠٦
ترجيح داد اين مزر به طور مبهم باقى بماند تا با توجه به قدرت ذاتى صهيونيسم تغيير يابد.
هرتصل اين قدرت ذاتى را «افزايش تعداد مهاجرين» معرفى مىنمايد. ديدگاه هرتصل اساس عمل صهيونيستها قرار گرفت.
اين ديدگاه با نگاه «رعنان فايتس» رئيس بخش شهرك نشينى در آژانس يهود، تفاوت ندارد. او مىگويد: «طراحان شهرك نشينى صهيونيستى بر اين اساس اقدام كردند كه مرزهاى آينده حكومت يهودى بايد به وسيله شهركهاى مسكونى مشخص شود كه از نقطههاى شهركنشين شروع مىشود و با توسعه طلبى در مورد بخش بيشترى از اراضى، جمع آورى شمار بيشترى از يهوديان جهان و جاى دادن آنان در (اسرائيل) ادامه مىيابد. اين اقدام با تحول جمعيت شناختى و جايگزين كردن يهوديان به جاى شهروندان عرب صورت مىپذيرد». بدين گونه شهرك نشينى با توسعه طلبى از راه اشغال مرتبط مىشود و تمامى اين امور با شعارهاى يهودى پيوند مىخورند. اين ديدگاهى است كه در نهايت در فلسطين اشغالى (قبل و بعد از سال ١٩٤٨ م، و پيش و پس از سال ١٩٦٧ م.) عملى شد. به طورى كه شهركهاى مختلف صهيونيستى بنا مىشوند، و توسعه مىيابند تا اعراب را در گتوها محاصره نمايند.
ديويد بن گوريون در مقدمه خود بر كتاب سال دولت اسرائيل در سال ١٩٥٢ ميلادى مىگويد: «حكومت اسرائيل بر بخشى از ارض اسرائيل بنا شده است» يعنى وى وجود توسعهطلبى صهيونيستى در رأس اهداف آشكار اسرائيل را تأييد مىكند.
به اعتقاد بن گوريون تا زمانى كه مرزهاى اين حكومت منطبق بر مرزهاى امت مورد انتظار نباشد، مرزهاى پيمان «وضعيت فعلى» «١» مرزهاى موقت و قابل تغيير خواهند بود. پس نقشهاى كه صهيونيسم براى حكومت مورد ادعاى خويش ترسيم كرده، به مراتب وسيع تر از مناطقى است كه با زور سلاح اشغال نموده و بر آن سلطه يافته. بن گوريون از فرض وجود مرزهاى ثابت تاريخى و طبيعى براى اين حكومت انتقاد مىكند. چون مرزها بر اساس شرايط و مراحل زمانى مختلف، تغيير مىكنند. لذا ناگزير بايد در اصطلاح «مرزهاى طبيعى» تجديد نظر كرد. به اعتقاد وى شرايط طبيعى شايد حكومت را بار ديگر مجبور كند در تعيين مرزهاى طبيعى خود تجديد نظر كند و هر جا كه ضرورت اقتضا كند مرزهاى جديد تعيين نمايد.