گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٤
آنانى كه در سال ١٩٤٨ م. اخراج و آواره شدند ٠٠٠/ ٨٠٥ تن بودند، اما اين تعداد امروزه از ٠٠٠/ ٦٠٠/ ٤ تن فراتر مىرود. هر كدام از آنها سند املاك خود را تا اين لحظه حفظ كردهاند و برخى از آنان هنوز كليد منازل و كمد لباس خويش را نگه داشتهاند و آنها را مانند مقدسات در مكان امنى قرار دادهاند و آن را رشته پنهانى مىدانند كه آنانرا به وطن غارت شده خويش پيوند مىدهد.
معمولا صهيونيستها در گفتههاى خود، بازگشت فلسطينيها را به معناى حذف صبغه يهوديت از حكومت صهيونيست مىدانند. كاملًا حق با اينهاست اما در پاسخ بايد گفت:
حكومتى كه هويت خود را بر تبعيض نژادى بنا مىنهد حق بقا ندارد! چون حكومت يهودى حكومت انحصارطلب است و حق مسلم انسان فلسطينى در بازگشت به سرزمين و خانه خويش را كه سالها به دليل فشار و مبارزه و زور ترك گفته به رسميت نمىشناسد، اين حق را ردّ مىكند و از حق انحصارى بازگشت يهوديان كه هزاران سال قبل، از اين سرزمين خارج شدند سخن مىگويد! آنان حق بازگشت را براى فلسطينىهايى كه درهاى وطن خويش را مىكوبند ردّ مىكند و در مقابل اين حق را براى يهوديان جهان كه بازگشت را نمىپذيرند قائل است، تا جايى كه به صدها خانواده يهودى شوروى كه در يهودى بودن آنها ترديد است و نيز به يهوديان فلاشا كه با يهوديت حاخامى ارتباط دينى ندارند، اجازه داده شد در فلسطين اشغالى شهرك نشين شوند. حتى برخى حاخامهاى يهودى كه تلاش كردند تعداد شهرك نشينان در كرانه باخترى را افزايش دهند اقدام به يهودى كردن برخى سرخ پوستان در «پرو» نمودند؛ در نتيجه به آنها حق بازگشت به سرزمين اجدادشان (!!) داده شد و آنان را در اين سرزمين اسكان دادند!