گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٣
٦. حق بازگشت فلسطين:
بازگشت فلسطينىها، بخشى جدا ناپذير از فرآيند جدا كردن صبغه صهيونيستى از حكومت صهيونيستى شهرك نشين مىباشد. حق بازگشت حقى اساسى از حقوق بشر مىباشد. در منشور جهانى اين حقوق مادهاى وجود دارد كه تصريح مىكند هر شهروند حق دارد در سرزمين خويش زندگى كند يا از آن خارج شود و يا به آن بازگردد. اين قانون با حق ملكيت و بهره بردن از آن و حق زندگى در سرزمين ملكى خويش مرتبط است. حق ملكيت با اشغال از بين نمىرود، اين حق همچنين با حق تعيين سرنوشت كه سازمان ملل از سال ١٩٤٦ م. آن را به عنوان يك مبنا پذيرفته مرتبط است.
اجازه بازگشت پناهندگان يكى از شروطى است كه در سال ١٩٤٨ م. در ازاى عضويت اسرائيل در سازمان ملل قرار داده شد. مجمع عمومى در قطعنامه ١٤٩ در سال ١٩٤٨ م. به صراحت تصويب نمود پناهندگانى كه تمايل به بازگشت به كشورهاى خويش و زيستن همراه با صلح همسايگان را دارند بايد در اولين فرصت ممكن به آنها اجازه داده شود. و بايد در برابر املاك كسانى كه تمايل به بازگشت ندارند خسارت پرداخت شود.
بايد خسارت ضررهاى وارده به اراضى و املاك آنها به منظور بازسازى و جبران خسارتها داده شود. بر اساس قانون بين الملل و عدالت، اين املاك و اراضى بايد از سوى حكومتها و مقامات مسئول به صاحبان اصلى بازگردانده شوند.
مقوله فراموش كردن گذشته و در انتظار آينده بودن، عقل انسان را كوچك و خوار مىكند، زيرا ما انسانى را سراغ نداريم كه به محض اينكه كسى از او بخواهد وطنش را از حافظه خود محو كند وطنش را به فراموشى بسپارد. با طرح اين درخواست از سوى اسراييل، اين توهين به عقل به اوج خود مىرسد، چون خودِ اسرائيل تمام مشروعيت خود را از گذشته مىگيرد و به تعبير اسحاق رابين، رهبران آن تورات را معيار ثبت شهرها و ترسيم نقشهها به شمار مىآورند.
اما درباره اين حكايت كه فلسطينىها ديگر تمايلى به بازگشت ندارند بايد گفت بازگشت مسألهاى است كه كسى نمىتواند براساس ديدگاه شخصى خود عمل كند و يا بر ديگرى تحميل كند، بلكه هر فلسطينى خود تصميم مىگيرد. همچنين اين دروغ ديگرى است براى جعل و تحريف واقعيت چون ساكنان اردوگاهها از دهه چهل، مصداق عينى اين واقعيتاند.