گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٩٢
متهم مىكنند كه براى دست زدن به هولوكاست بر ضد اسرائيلىها و از بين بردن حكومت اسرائيل نقشه مىكشند. اين در حالى است كه اعراب خواستار برپايى عدالت و اجراى مصوبات سازمان ملل مىباشند. اين امر تنها با «سلب صبغه صهيونيستى از حكومت صهيونيستى» «١» امكان پذير مىباشد ..
اين اصطلاح در حوزه مفهومىايى حركت مىكند كه بر اين ادراك است: نزاع كنونى در خاورميان نتيجه انزجار شديد و ازلى ميان اعراب و يا يهوديان و أغيار يهود نيست. همچنين نتيجه پيمانهاى تاريخى و روانى (به ادعاى صهيونيستها) نيست، بلكه وضعيتى ساختارى است كه نزاع زايى مىكند و از تحول تاريخى، سياسى و انسانى مشخصى ناشى شدهاند و تا وقتى كه وضع به همين منوال باشد. نزاع نيز وجود خواهد داشت، و تنها راه، از بين بردن ساختار نزاع مىباشد.
ساختار ظلم و خصومت و سركوبگرى در چارچوب حكومت صهيونيستى شهركنشين، به گونهاى است كه نمىتوان انتظار هيچ صلحى داشت. اما با زدودن صبغه صهيونيستى شهرك نشين از اين حكومت، مىتوان تا اندازهاى معقول صلح برقرار كرد. اين اقدام نيز بى ترديد منجر به از بين رفتن بخش شهرك نشينى صهيونيستى مىشود. اين مسأله امرى منحصر به فرد يا جديد نيست چون تمامى بخشهاى شهرك نشين ديگر بدون استثناء شكسته شدند و پديده منفور شهرك نشينى يا با كوچ شهرك نشينان مهاجم و يا ادغام آنان (خود و فرزندانشان) در ساكنان اصلى آن سرزمين پايان يافته است. زدودن صبغه صهيونيستى كه ما پيشنهاد مىكنيم، برخلاف گمان برخى به معناى از بين بردن اسرائيلىها و يا تخريب حكومت آنان و يا از بين بردن هويت اسرائيلى يا يهودى آنان نيست، بلكه به معناى ايجاد چارچوب قانونى، سياسى و اخلاقى است كه علل تنش و درگيرى را از بين ببرد.
شايد جوهره جداسازى صبغه صهيونيستى عبارت باشد از جدا كردن مسأله اسرائيل از مسأله يهود به طورى كه اسرائيلىها خود را به عنوان بخشى جدا ناپذير از منطقه ببينند (نه اينكه به گفته «ابا ايبان» در منطقه باشند، ولى جزئى از آن نباشند).