گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٩
پس از به فراموشى سپردن سند تاريخى، صهيونيستها خواستار توقف مقاومت و تسليم استشهاديون، در ازاى دادن برخى شهرها و روستاها مىشوند، همان شهرها و روستاهايى كه نيروهاى مهاجم اسرائيلى از آن عقب نمىنشينند بلكه دوباره در آن پراكنده مىشوند. اين همان چيزى است كه صلح در برابر زمين «١» ناميده مىشوند. نيروهاى اسرائيلى عقب نشينى نمىكنند، چون سرزمين فلسطين همان سرزمين ملت يهود است و نيروهاى ملى از اراضى وطن خود عقب نشينى نخواهند كرد، بلكه دوباره در آن مستقر مىشوند! پس دشمن بر اصول قطعى خود در مورد اصطلاحاتش اصرار دارد. لذا با وجود اتخاذ اين گام سمبليك رسانهاى، شهرك نشينى همچنان ادامه مىيابد و قدس پايتخت ابدى اسرائيل باقى خواهد ماند.
تمامى اين تصورات در مورد صلح ناشى از اين ادراك است كه سرزمين فلسطين همان ارتس اسرائيل است واسرائيلىها حقوق مطلقهاى در آن دارند. اما حقوق فلسطينىها در آن امورى عرضى است. پس اين ديار در اصل سرزمين بدون ملت است. اين ويژگى در مفهوم (و تفسير) اسرائيلى از حكومت خودگردان، به شكل آشكارى تبلور مىيابد.
پندار اسرائيل در مورد آينده منطقه، با اين ادراك تفاوت شايان توجهى ندارد؛ چون محور، اسرائيل است و هم او است كه به تمامى راهها متوسل مىشود. اما بقيه منطقه بازارها و ميادينى بيش نيستند! بى اعتبار ساختن سند تاريخى در اينجا به معناى كنار زدن هويت تاريخى و فرهنگى است به طورى كه اعراب به موجودات اقتصادى صرف مبدل مىشوند كه جز انگيزههاى اقتصادى، هويت يا خصوصيتى ندارند كه آنان را به حركت درآورد. سنگاپور بهترين مثال براى اين امر است: كشورى كه هويت و يا تاريخ روشنى ندارد. فعاليت اصلىاش يك فعاليت اقتصادى صرف است. هنگامى كه جهان عرب به سنگاپورهايى پراكنده و در حال نزاع مبدل شدند، راهبرد صلح استعمار و صهيونيستى بدون هيچ منازعى و با «مذاكره» مستمر محقق مىشود.
صلحى كه اسرائيل خواهان آن است صلح فراگير و دائم نيست، بلكه صلحى موقت و گذراست