گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٧
با اين حال ممكن است نوعى گفتگو شكل گيرد كه ما آن را «الحوار المسلح» (گفتگوى مسلحانه) مىناميم. اين هنگامى است كه طرف مظلوم و ستم ديده به مقاومت برخيزد و با مقاومت خويش و ضربه زدن به طرف طرف ظالم، به ظالم بفهماند كه نگاهش به واقعيت ضرورتاً مطلق و قطعى نيست. تا دريچهاى از رشد انسانى براى عقب راندن انبوه ظلم گشوده شود و ظالم ستم وارد شده بر طرف مقابل خويش را درك نمايد و در نتيجه در موضع خود تعديل ايجاد كند. اين امر مستلزم بررسى دقيق و هوشمندانه و پيوسته از سوى قربانى مظلوم است تا بتواند درك كند كه چه زمانى موقع ورود به مذاكره با طرف ظالم مىباشد.
اما اين امر به معناى دست كشيدن از مقاومت نيست. چون اگر گفتگو بدون مقاومت مسلحانه صورت پذيرد، طرف مقابل كه در حواس پنج گانه خويش و ديدگاه داروينى محبوس است، ممكن است تمايل به مذاكره را نشانهاى بر آمادگى قربانى براى سازش و قربانى شدن دوباره خويش بينگارد. ويتنامىها اين وضعيت را درك كردند و وارد گفتگوى مسلحانه» با آمريكايىها شدند كه اين امر منجر به نشستن دو طرف بر سر ميز مذاكره شد. ويتنامىها پس از اينكه مذاكرات پايان يافت و نيروهاى آمريكايى خاك اين كشور را ترك كردند، دست از جنگ برداشتند.
ميان شهرك نشينان صهيونيست و فلسطينىها گفتگوى مسلحانه صورت گرفت كه با پيمان اوسلو اين انتفاضه متوقف شد. ولى بار ديگر با انتفاضه الاقصى گفتگو از سر گرفته شد. از مهمترين دستاوردهاى گفتگوى مسلحانه اين بود كه شارون خود واژه «اشغال» را براى توصيف وجودِ نظامى اسرائيل در كرانه باخترى و بخش غزه به كار برد. در جنوب لبنان نيز گفتگوى مسلحانه ادامه يافت تا اينكه فرماندهان نظامى اسرائيلى احساس كردند ادامه اين نوع مبارزه بى فايده است. لذا ديدگاه عربى را پذيرفتند و شكست خورده عقب نشينى نمودند.
بنابراين ما از خواستاران گفتگو هستيم، اما گفتگويى كه مبناى آن از مصوبات سازمان ملل و عرف بين المللى و انسانى ناشى شده باشد. شايان ذكر است انسانى كه الگوى ادراكى وى از بين مىرود، در ابتداى امر به يك وحشى درنده تبديل مىشود كه تلاش مىكند الگوى خويش را حفظ و آن را بر واقعيت تحميل كند و اين همان مرحله شارونى است، اما هنگامى كه شهرك نشينان درك مىكنند ستم و ظلم براى آنان امنيت و آرامش به ارمغان نياورده، به فكر يافتن راه حل خواهند افتاد.