گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٦
بايد گفتگو را از تعريف مشكل شروع كنيم نه اينكه آن را فراموش كنيم يا از آن تغافل نماييم.
بايد به ياد بياوريم يك رژيم شهرك نشين اشغالگر و مجموعه انسانى مهاجم وجود دارد. بايد به ياد آوريم «مسأله فلسطين» وجود دارد كه ملتش سرزمينش را از دست داده ولى حافظهاش را از دست نداده است. لذا به اين حافظه تمسك كرده و به خاطر آن مبارزه مىكند. يعنى بايد گفتگو از نقطه پذيرش ساختار استثنائى اسرائيل و مشروعيت مقاومت و وجود فلسطينى آغاز شود.
بايد گفتگو با مشخص شدن يك چارچوب ارزشى شروع شود، عدالت بايد حاكم باشد و نژاد پرستى امرى منفور به شمار آيد. در نتيجه بايد گفتگو در مورد مسأله ظلمى باشد كه بر فلسطينىها روادشتهاند و نيز بايد نژاد پرستى كه در فلسطين اشغالى قبل و پس از ١٩٦٧ م.
آنانرا تعقيب مىنمايد موضوع گفتگو قرار گيرد. بايد بدانيم يكى از انواع گفتگو، حالتى است كه ميان دو طرفِ داراى وحدت نظر در خاستگاهها، چارچوبها و مبانى و اصول، در نهايت گفتگو با هدف تبديل اين تفاهم كلى به اقدامات عملى مشخص صورت مىگيرد. اين از آسانترين انواع گفتگو است كه به شكل مسالمت آميز رخ مىدهد.
اما اگر دو طرف در اين خاستگاهها، چارچوبها و مبانى با يكديگر اتفاق نظر نداشته باشند، مىتوان اين نوع گفتگو را «گفتگوى انتقادى» ناميد. اين گفتگو را مىتوان بر سر ميز مذاكره و از طريق رسانهها انجام داد به طورى كه هر طرف تلاش كند براى طرف مقابل ديدگاههاى خويش و محق بودن خود را اثبات نمايد و از سوى ديگر نژادپرستى و غير عقلانى بودن طرف مقابل را تبيين كند.
اما اگر دو طرف در خاستگاهها، نظرات، چارچوبها و مبانى با يكديگر وحدت نظر ندارند و يكى از دو طرف هر گونه مبنا و اصل اخلاقى را رد كند و از خود يك اصل و معيار مستقل بسازد، هر گونه گفتگو ميان دو طرف محال مىنمايد.
اگر طرف مقابل كه خود را مبناى مطلق امور مىداند مسلح به ديدگاه داروين و نيچه باشد امر مشكلتر مىشود، چون ديدگاه فوق بر اين مبناست كه «بقاى اصلح مساوى با بقاى قوىتر مىباشد» و قدرت نظامى و سياستهاى عمل انجام شده كه مبتنى بر هجوم نظامى است، و هر چه كه با زور گرفته نشود با قدرت بيشترى گرفته خواهد شد.