گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٥
پس از تجزيه دو مفهوم «اعتدال» و «افراط» بايد تأكيد كنيم ما ميانه رو هستيم. چون مبناى ما قطعنامههاى سازمان ملل از جمله تأكيد بر حق بازگشت پناهندگان فلسطينى است. افراطى كسى است كه اين قطعنامهها را نمىپذيرد و اصرار دارد بر اساس هر چه خود مىپسندد و به نفع خويش باشد رفتار نمايد؛ كسى كه به قوانين انسانى و بينالمللى توجهى نمىكند افراطى است. به اين دليل هنگامى كه صهيونيستها در مورد فلسطينى هاى افراطى سخن مىگويند واقعيت را تحريف مىكنند. چون افراطىها در واقع كسانى هستند كه در چارچوب قوانين بين الملل از حقوق مشروع خود دفاع مىكنند. در مقابل صهيونيستها بدون توجه به عرف بين المللى يا انسانى بر اساس خواستهها و منافع فردى رفتارمى كنند. پس صهيونيستها همان «افراطىها» و «تروريستها» مىباشند.
٣. الحوار و الحوار النقدى و الحوار المسلح (گفتگو، گفتگوى انتقادى و گفتگوى مسلحانه):
اصطلاح «حِوار» «١» در لغت به معناى سخنى است كه ميان دو نفر مبادله مىشود. در واژه «حوار» نوعى گرد هم آمدن و برابرى وجود دارد. صهيونيستها به دعوت براى گفتگو و رايزنى رو در رو و «دور شدن از سندهاى تاريخى و حساسيتهاى هويتى» روى مىآوردند.
اينگونه دعوت به گفتگو بدون مشخص شدن خاستگاهها، مبانى و چارچوبهاى آن در واقع دعوت به محو حافظه تاريخى و دست برداشتن از ارزشها و تباهى كامل مىباشد. در زمانى كه برابرى وجود ندارد، آنچه در گفتگو تعيين كننده است، سلاح است. يعنى دعوت اسرائيلىها به عادى سازى در حقيقت يك طرفه است، آن هم از سوى اعراب بدون آنكه طرف صهيونيستى به از بين بردن ويژگى شهرك نشينى اشغالى خود كه موجب ساختارى استثنايى شده، مبادرت ورزد.
براى نتيجه بخش بودن گفتگو لازم است، تاريخ و ارزشها و واقعيت مبنا و نقطه شروع گفتگو باشند. ذهن انسان مانند ذهن موش نيست كه پاك و سفيد باشد. ما صاحب حافظه، تاريخ و اخلاق مىباشيم و همين امر بشر بودن ما را رقم مىزند. همه ما در واقعيت زندگى مىكنيم و آن را به واسطه تجربه مشخص درك مىكنيم. لذا در هر گفتگو با طرف صهيونيستى