گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٤
بعد از اعلاميه بالفور در سال ١٩١٧ م. صهيونيستهايى كه خواستار برپايى حكومت صهيونيستى بودند «افراطى» به شمار مىآمدند؛ چون حداكثر صهيونيستى اعلام شده در آن زمان فقط وطن قومى بود. اما اين افراطىها در دهه چهل ميانه رو به شمار آمدند؛ چون شعار رسمى جنبش صهيونيسم به برپايى حكومت صهيونيستى و پذيرش طرح تقسيم اراضى و زندگى مسالمت آميز با اعراب مبدل گرديد. بنابراين در اين مرحله سخن از سرزمين كامل اسرائيل و اخراج اعراب (همان افراط گرى صهيونيستى) به شمار آمد. اما پس از آنكه اسرائيل سرزمينهايى فراتر از بخشهاى داده شده- بر اساس مصوبه تقسيم اراضى- را به چنگ خود در آورد، و پس از اخراج اعراب، اعتدال صهيونيستى عبارت شد از فراتر رفتن از طرح تقسيم و پذيرش عمل انجام شده و پايبندى به مرزهاى ١٩٤٨ م و باقى ماندن فلسطينىها در خارج از ديار خويش. پس از جنگ ١٩٦٧ م. افراط گرى صهيونيستى عبارت بود از تمسك به تمامى يا بخشى از اراضى اشغالى پس از سال ١٩٦٧ م. و شهرك سازى در آنها. اما چنين موضعى نيز به تدريج تغيير كرد و اعتدال عبارت شد از پذيرش عمل انجام شده و در اختيار داشتن شهركها و ادامه توسعه آنان.
طبيعى است كه چنين موضعى در مورد اعراب نيز صادق است. از ديدگاه صهيونيسم، عرب ميانه رو كسى است كه موضع معتدل صهيونيستى را مىپذيرد و همگام با آن تغيير مىكند.
پس عربى كه شهرك نشينى صهيونيستها را (از سال ١٩١٧ م. تا دهه جهل ميلادى) بدون برپايى حكومت مىپذيرفت، ميانه رو بود. اما پس از آن زمان به افراطى مبدل شد. هر عربى كه برپايى حكومت يهودى و مصوبه تقسيم اراضى سال ١٩٤٨ م را مىپذيرفت عرب ميانه رو بود. اما پس از برپايى حكومت، اين افراد به افراطى مبدل شدند. اين وضعيت تا سال ١٩٦٧ م.
ادامه يافت و درخواست اجراى قطعنانه ٢٤٢ و يا كاهش شهركها در كرانه باخترى عين افراطگرى عرب به شمار آمد. شايان توجه است كه محافظت از امنيت اسرائيل هميشه معيارى است كه با آن مفهوم اعتدال و افراط تعريف مىشوند و شاخصهاى اين امنيت هميشه حكومت صهيونيستى را مشخص مىكند. در تمامى موارد شاهد نبود مفهوم عدالت و نيز فرسايش تدريجى مفهوم مقاومت هستيم تا جائى كه هر نوع «مقاومت» با تروريسم و افراط در يك راستا قرار مىگيرند.