گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٨٣
باشد و هيچ امتيازى ندهد و با چشم پوشى از شرايط و مشكلات محيط بر موضع خويش از آن دست بر ندارد.
دو اصطلاح «اعتدال» و «افراط» در گفتمان سياسى رايج است. افراد بر اساس موضعى كه اتخاذ مىكنند يكى «افراطى» و ديگرى «معتدل» خوانده مىشوند. اما آنچه كه بسيارى از آن غفلت مىكنند توجه به اين نكته مىباشد كه هميشه افراط و اعتدال با معيارهاى مشخص سنجيده مىشوند. از نگاه ما ممكن است فردى افراطى باشد ولى از نگاه ديگرى وى معتدل باشد. به طور كلى هر امر مبتنى بر يك مبنايى مىباشد. آنانى كه چنين اصطلاحاتى را به كار مىبرند، فراموش مىكنند كه علل نزاع (در زمينههاى سياسى و اقتصادى) با آنچه كه «پيمان روانى و تاريخى» ناميده مىشود ارتباط زيادى ندارد. بلكه معمولًا علل ساختارى اين امر روابطى است كه در جهان خارج وجود دارد (و تا زمانى كه اين ساختار غير طبيعى وجود داشته باشد نزاع نيز هست). يعنى اين مسأله در بسيارى موارد با حالت روانى يا ميزان آمادگى يكى از طرفهاى نزاع براى اظهار اعتدال و تسامح چندان ارتباطى ندارد. از همين رو ما معتقديم دو اصطلاح «اعتدال» و «افراط» توان تفسيرپذيرى زيادى در حوزه سياست و اقتصاد ندارند.
در نزاع عربى- صهيونيستى نيز علت، استثنائى بودنِ ساختار رژيم صهيونيستى شهرك نشين و اشغالگر است كه بر ظلم بنا شده و با ترور و سركوب خود را حفظ كرده است. تا زمانى كه اين ساختار غير طبيعى صهيونيستى ادامه داشته باشد، ناگزير بايد نزاع عربى- صهيونيستى نيز ادامه يابد. با اين حال دو اصطلاح «اعتدال» و «افراط» به شيوهاى استعمال مىشود كه در آن انعطاف و ابهام زيادى وجود دارد. علت اين است كه اصول صهيونيستى و حد اكثر صهيونيستى واصول قطعى (برپايى حكومت خالص يهودى و عارى از اعراب) به طور كامل از مقابل ديدگان پنهان شده است. شعارهايى مانند «سرزمين بى ملت براى ملت بدون سرزمين»، «ارتس يسرائيل از نيل تا فرات» يا «بر كرانه هاى رود اردن» و «جمع آورى تبعيدىها در ارتس يسرائيل» و «از بين بردن دياسپورا» با به كار گيرى گفتمان مرموز صهيونيستى پنهان شدهاند. به همين دليل مىبينيم آنچه امروز افراط توصيف مىشد، روز ديگر اعتدال ناميده مىشود. تا جايى كه «اعتدال صهيونيستى» مبانى مسلم صهيونيستى و حداكثر صهيونيستى مىشود.