گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٧٦
اما مهمتر از همه اينها، تناقضهاى ژرفى وجود دارد كه پس از ظهور، استثنائى بودن ساختار رژيم صهيونيستى را افزايش داد. به عنوان مثال صهيونيستها براى برپايى حكومت ناب يهودى كه تمامى يا اكثريت يهوديان جهان به آن سرازير شوند، طرح و نقشه ارائه نمودند. پيش بينى شده بود اين حكومت مستقل و متكى بر خود باشد و طفيلى بودن يهوديان را از بين ببرد. بديهى است هيچ يك از اين طرحها عملى نشد و اعضاى گروههاى يهودى همچنان در وطنهاى اصلى و حقيقى خويش به سر مىبرند. آنان ملت بدون سرزمين نيستند كه به دنبال حكومت يهودى باشند. از اين بدتر اينكه اعراب همچنان در برابر اين رژيم صهيونيستى و طرح صهيونيستى مقاومت مىكنند و آن را از بين مىبرند و از استثنايى بودن ساختار آن پرده بر مىدارند و تأكيد مىكنند فلسطين سرزمين بى ملت نيست.
٥. فلسطين المحتلة عام ١٩٤٨ (فلسطين اشغالى سال ١٩٤٨):
از اصطلاحات جديد عربى براى توصيف اين پديده اسرائيلى «فلسطين اشغالى سال ١٩٤٨» مىباشد، يعنى تمام سرزمين فلسطين، سرزمين اشغال شده است، اين اصطلاح حكومت صهيونيستى را در سياق واقعى قرار مىدهد و تبيين مىكند اسرائيل در واقع فلسطين اشغالى است.
٦. الانتفاضة (انتفاضه):
واژه «انتفاضه» همچون ستاره تابناك در آسمان ما و خورشيدى سوزان در آسمان صهيونيستها مىدرخشد. هنگامى كه اصطلاح «انتفاضه» براى اولين بار در سال ١٩٨٧ م.
مطرح شد برخى نويسندگان تلاش كردند آن را از بين ببرند و واژه «انقلاب» را جايگزين آن نمايند. اما «انتفاضه» براى تشريح آنچه در سال ١٩٨٧ م. در فلسطين رخ داد و آنچه امروزه اتفاق مىافتد، بسيار مناسب است.
اين واژه از ريشه «نفض» به معناى زدودن مىباشد مانند «نفض الثوب» يعنى «لباس را تكان داد تا غبار و مانند آن زدوده شود». شايد اين توصيف دقيق براى استعمار شهرك نشين صهيونيست باشد كه در خاك جغرافيايى و تاريخى ما ريشه ندارد، مانند غبارى است كه به لباس فلسطين نشسته و بىدوام است. همچنين وقتى گفته مىشود «نفض المكان» يعنى به