گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٦٧
٥، ١٠ درهزار رسيد. يعنى نزديك به ٤، ٢٣ كاهش يافت. ميزان مواليد در پروس (آلمان) در سال ١٩٣٥ م. ٢، ٥ بود و در سال ١٩٣٢ به دو رسيد. اين وضعيت موجب شد نويسندگان يهودى هشدار دهند كه يهوديان اروپا ممكن است به طور كامل منقرض شوند. چون ميانگن زاد و ولد با متوسط مرگ و مير برابرى نمىكند. اين نسبت در سطح جهان در سالهاى ميان ١٨٤٠- ١٨٢٢ ميلادى ٥، ٣٥ بود و در سالهاى ١٨٩٨- ١٩٠٢ م. به ٧، ١٩ كاهش يافت. و در سال ١٩٢٩ م.
به ١، ٩ رسيد. همچنين در سالهاى ١٩٣٩- ١٩٤٩ م. اين ميزان كمتر شد. ميانگين تناسل در سالهاى ١٩٠٦- ١٩١٠ م. ٣٢ بود و ميزان مرگ و مير ١٥ در هزار بود. اين تفاوت (١٧) طبيعى بود. در سالهاى ١٩٢٦- ١٩٣٠ م. ميزان تولد ٢١ و ميزان مرگ ١٢ بود كه تفاضل ٩ طبيعى بود (اين ميزان در سال ١٩٣٢ م. به هشت كاهش يافت). آمارهايى از سالهاى ١٩٣٥- ١٩٤٩ م.
وجود ندارد چون اين دوره جنگ بود و به همين دليل موضوعى است كه بسيارى از پژوهشگران از وارد شدن در اين باره خوددارى مىكنند.
ب) عواملى كه منجر به انقراض شد:
از آغاز نيمه قرن نوزدهم اعضاى گروههاى يهودى به سربازى فراخوانده مىشدند. اين امرى بسيار جديد بود چون آنان پيش از اين زمان از خدمت نظامى معاف مىشدند. لذا در جنگ اول و دوم جهانى كشتههاى زيادى دادند. اما اين عامل تنها به طور مستقيم (كشته شدن در جنگ) موجب كاهش شمار يهوديان نگرديد. بلكه عوامل غير مستقيم نيز (با افزايش جلوگيرى از زاد و ولد) نقش داشتند. شايان ذكر است مبارزان معمولا از جنس مذكر و در سنين توليد مثل مىباشند.
نسبت ازدواج مختلط به ميزان زياى افزايش يافت كه در برخى از پايتختهاى اروپايى به بيش از ٥٠% مىرسيد.
مسيحى شدن تعداد زيادى از يهوديان نيز از موانع پيوستن آنان به جامعه خود بود.
ميانگين مسيحى شدن در آستانه جنگ دوم جهانى به دلايلى چون فرار از بىرحمى نازيسم افزايش يافت. به طوريكه بسيارى از يهوديان گواهى تعميد از كليساى كاتوليك گرفتند تا ورود به آمريكاى لاتين برايشان ميسر شود. تعداد زيادى از آنان ترجيح دادند تا برطرف شدن خطر، هويت يهودى خويش را آشكار نسازند.