گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٥٤
غير مستند به جهان خارجى را مطرح مىكنيم. مثلًا برخى مىگويند چگونه مىتوانيم دشمن سامى باشيم حال آنكه خود سامى هستيم؟ البته اين سؤال واهى و مردود است. پس پاسخ به اين سؤال بلاغى احمقانه به صورت مثبت چنين است: بله مىتواند انسان سامى باشد و سامى ستيز باشد. شواهد زيادى نيز در دست مىباشد. مىتواند انسان عرب باشد و عرب ستيز باشد.
پديده دشمنى يهودى با يهود و يهوديت براى پژوهشگران پديدهاى شناخته شده است.
استدلال ديگرى نيز وجود دارد كه در واهى بودن دست كمى از استدلال قبلى ندارد: ما نمىتوانيم «سامى ستيز» باشيم چون يهوديان سامى نيستند! چون آنان از نسل قبايل خزر (كه يهودى شدند) مىباشند و خزر نژادى تركى و غير سامى است! پاسخ اين است كه عبارت «سامى ستيزى» در واقع امر به معناى «يهود و يهوديت ستيزى» است خواه يهوديان سامى باشند يا خير.
حقيقت اين است كه عدهاى به دوران طلايى در تمدن اسلامى به ويژه اندلس اشاره مىكنند و از آن نتيجه مىگيرند كه ما يهود و يهوديت ستيز نيستم. چون گذشته چنين بوده پس لزوماً زمان كنونى نيز همانطور مىباشد. اين خود مغالطه بيش نيست، چون استمرار آلى ميان حال و گذشته وجود ندارد. امكان دارد يك فرد در زمانى از حيات خود نژاد پرست باشد ولى در مرحلههاى بعدى زندگى خويش از نژادپرستى دست برداشته و يا بالعكس. همين امر در مورد تاريخ ملل دنيا وجود دارد.
شايان ذكر است مراكز علمى تحقيقاتى جهان عرب و مجلات علمى مرتبط تنها در موارد اندكى به طور ناخودآگاه در دام اين گفتمان نژاد پرستانه مىافتند. اما اكثر مراكز به شيوهاى علمى به مسأله يهود و پديده صهيونيسم مىپردازند و تلاش مىكنند آن را فهميده و تفسير كنند و به شيوه جنينى و كودكانه، در وراىِ منطق «توطئه» حركت نمىكنند.
هر چند گفتمان يك جانبه گرا و نژاد پرستانه را نپذيرفتيم و جنبههاى منفى آن را از بعد اخلاقى، معرفت شناختى و روانشناسى درك كرديم، اما ضرورى است علت انتشار و سلطه آن بر برخى نويسندگان عامى (در نشريات) و برخى از نخبههاى سياسى و فرهنگى اعراب را بفهميم.
مىتوان علل انتشار اين گفتمان را در موارد ذيل بيان نمود:
١. «يهودى» در عصر جديد از تمدن امپرياليستى غرب نشأت گرفته و به عنوان نماينده،