گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٥
دفاع مىكردند. پاپ انوسنت چهارم در بخشنامهاى كه در سال ١٢٤٥ م. صادر كرد تصريح كرد اين اتهام واهى است و بر مسيحيان چنين عملى را حرام نمود. پاپهاى ديگر همين رويه را پيش گرفتند. در سال ١٧٥٨ م. كاردينال لورنز جانجانلى (كه بعدها پاپ كليمنت چهاردهم شد) يادداشتى را صادر كرد و در آن اتهام خون را محكوم كرد. همين اقدام از سوى امپراتور آلمانى فردريك دوم (١١٩٤- ١٢٥٠ م) و امپراتور اتريش رودلف (از خانوادههابسبرگ) در سال ١٢٧٥ م. صورت گرفت. بسيارى مسيحيان و دانشمندان تلاش كردند اين اتهام را محكوم نموده و مردم را قانع سازند كه اين اتهام باطل است. اما در تلاش خود موفق نبودند و تهمت خون تا دوران اخير با شخصيت يهوديان ارتباط تنگاتنگى داشت.
اما تهمت ياد شده در واقعه دمشق به نزاع ميان استعمارگران انگليسى و فرانسوى مربوط بود كه براى نفوذ بيشر از راه حمايت از اقليتهاى دينى در رقابت بودند. فرانسوىها از كاتوليك و مارونىها كه تهمت خون را وارد كردند، حمايت مىكردند، اما انگليس از يهوديان به دليل نبود تعداد زيادى مسيحى پروتستانى در دنياى عرب حمايت مىكردند. به ويژه اينكه روسيه كه سرزمين اصلى آنان بود به دليل وجود مسيحيان ارتدوكس اهتمام چندانى به آنها نداشت. همچنين روسيه به خاور ميانه چشم ندوخته بود چون طرح استعمارى اش متوجه مناطق ديگرى بود. سلطان عثمانى فرمانى صادر كرد كه در آن تهمت خون را جرم دانست.
٤. دسيسه بزرگ يا جهانى يهود: «١».
عقل بشرى اگر تفسير مناسبى براى يك واقعه نيابد، تمايل دارد آن را به دستهاى پنهان ارجاع دهد و وجود دستهاى پنهانى را عامل تمامى تغييرات و رويدادها بداند. از همين منظر رويدادها نتيجه تعامل ميان تركيبى از شرايط، خواستهها و منافع و عناصر شناخته شده از يك سو، و از سوى ديگر اراده بشرى نيستند، بلكه توليد عقلِ واحدى مىباشند كه طرحى ظالمانه را پايهريزى مىكند و واقعيت را طبق خواسته خود قالب مىدهد. يعنى اينكه بقيه انسانها تنها ابزارند. مهمترين نمودهاى اين الگوى انحصارى پديدهاى است كه به آن «دسيسه