گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٤١
مىكنند. همچنان كه اكثر يهوديان جهان غرب يا به همراه موج استعمار از غرب روانه اين منطقه شده و يا با استفاده از رواديدهاى غربى به منطقه آمدهاند تا با استفاده از قوانين و امتيازهاى در نظر گرفته شده، نقش گروه واسطه ميان استعمار و ساكنان بومى را ايفا كنند. با افول استعمار، چنين گروهها مانند يونانىها و ايتاليايىها مجبور بودند همراه استعمار از اين كشورها خارج شوند. همچنين حكومت صهيونيستى در مقايسه با بسيارى از كشورهاى جهان از اقتصاد پيشرفته برخوردار است كه در آن فرصتهاى زيادى براى فعاليت اقتصادى مربوط به اقتصاد آزاد وجود دارد. در نتيجه مانند ايالات متحده براى يهوديان روسيه، مركز جذب يهوديان جهان عرب مىباشد؛ لذا به اسرائيل كه نمىتواند تحرك اجتماعى مشابه ايجاد كند، مهاجرت نمىكنند.
همين شرايط بر يهوديان عراق نيز منطبق است. مزدوران صهيونيست اعمال خرابكارى انجام دادند تا آنان مجبور به هجرت شوند. سازمان صهيونيسم با تلاش وافر خود در كوچانيدن يهوديان يمن موفق شد. به طور حتم نمىتوان تمامى اين موارد را عمليات اخراج ناميد. واقعيت آن است كه موارد هجرت يهوديان از كشورهاى عربى، به طور كلى بخشى از يك حركت پيچيده است. لذا به جاى توصيف ساده و سطحى آن مبنى بر عمليات اخراج، بايد به هر كدام از اين موارد در سياق تاريخى و فرهنگى و در پرتو شرايط سياسى و اقتصادى و اجتماعى حاكم بر آنان نگريسته شود.
شايان ذكر است اعضاى گروههاى يهودى، خود نيز احياناً در فرايند اخراج يهوديان شركت نمودند. از جمله حقوق گتوها در قرون وسطى، قانون موسوم به «تحريم شهرك نشينى» (در عبرى «حيريمهايشوف») بود، يعنى تحريم اسكان هر يهودى غريب در گتو؛ لذا يهوديان غريب از اين گتوها اخراج مىشدند. همچنين در قرن هجدهم مواردى وجود دارد كه در آن يهوديان خواستار اخراج گروههاى يهودى ديگر شدند. لذا «يعقوب رودريجيز» در سال ١٧٦٠ م.
براى اخراج يهوديان اشكناز آلمان به لوئيس پانزدهم در خواستى نوشت و متفكر و سرمايه دار يهودى سفاردى اسحاق دى بنتونيز اين درخواست را تأييد كرد و فرانسه نيز پس از موافقت با آن در سال بعد، آن را به اجرا در آورد.
اگر بخواهيم الگويى تكرارپذير از پديده «اخراج يهود» بيابيم، مشابه آن را تنها در بافت