گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٤٠
از ديگر پديدههايى كه در راستاى اخراج يهوديان (در نتيجه دشمنى نهان عليه آنان) تفسير مىشود، مسأله خروج يهوديان از كشورهايى است كه الگوى سوسياليستى توسعه را اتخاذ كردند. شايد بارزترين مثال در اين زمينه كوبا باشد. بعد از سلطه كاسترو بر حكومت، تعداد زيادى از يهوديان از كوبا خارج شدند، به طورى كه گروه يهودى در اين كشور از بين رفت. اينها به دليل ظلم رژيم سوسياليستى به آنان از اين كشور خارج نشدند. مىدانيم رژيم كاسترو تكاپوى زيادى كرد تا از حقوق شهروندان يهودى در كوبا دفاع كند و راه را به منظور ابراز هويت دينى توسط يهوديان هموار سازد، اما آنچه در كوبا اتفاق افتاد اين بود كه نظام سوسياليستى برخى از بخشهاى اقتصاد را كه در آن شمار بسيارى از سرمايه داران اعضاى گروههاى يهودى حضور داشتند، ملى نمود. لذا اين عمل اخراج يهوديان نبود، بلكه خروج مجموعهاى از سرمايه دارانى بود كه نقشى در اقتصاد سوسياليستى برايشان باقى نمانده بود.
همچنين مشاهده مىشود كشورهاى جهان سوم كه خارج از روند غرب مىباشند ميان خود نوعى همبستگى برقرار مىنمايند. در نتيجه در قبال كشورهاى عربى و سازمان آزادى بخش فلسطين و مبارزه ملت فلسطين بر ضد استعمار غربى و صهيونيستى موضعى همسو اتخاذ مىكنند. اين سازمان در برقرارى روابط با جنبشهاى انقلابى در آرژانتين و نيكارا گوئه و ژاپن موفق بوده است. اين امر موجب خلق گفتمان سياسى مىشود كه در اعضاى گروههاى يهودى احساس ناامنى ايجاد مىكند، لذا شمارى از آنان مهاجرت مىكنند.
اگر مقوله پيشين را بپذيريم مىتوانيم خروج يهوديان از برخى كشورهاى عربى مانند مصر، سوريه والجزاير را نه به عنوان «اخراج» بلكه به عنوان رويكردى متعلق به همين پديده تفسير كنيم: ظهور حكومتهاى قومى محلى استعمار ستيز. واقعيت آن است كه اينگونه حكومتها به دنبال ظهور قدرتهاى محلى كه در اقتصاد ملى فعالتر مىباشند، ظهور مىكنند كه نتيجه اين امر ملى شدن و عربى كردن برخى بخشهايى است كه در آن اعضاى گروههاى كاركردى دلال يهودى، يونانى و ايتاليايى حضور دارند؛ همچنان كه بسيارى از كشورهاى عربى بر ضد استعمار غرب و هم پيمان اصلى آن در منطقه يعنى حكومت صهيونيستى وارد نزاع شدند كه اين امر تنش زيادى ميان اكثريت يهود و اعضاى اين گروه يهودى به ميان آورد. در برخى مواقع مانند واقعه «لاون» اعضاى گروه يهودى با حكومت صهيونيستى همكارى