گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٣٩
غير مرتبط با يكديگر مىباشند. كوچانيدن آشورى و بابلىها كه اقوام بى شمار ديگرى را نيز شامل شد، براى تضمين امنيت منطقه «عبر النهر» يا شام بود. سال ١٣٩ ق. م شاهد اولين عمليات اخراج اعضاى يكى از گروههاى يهودى از شهر رم بود. اين اخراج به معناى لغوى كلمه بود چون به عنوان مثال مانند كوچانيدن بابلىها نبود. و مانند آنچه در انقلاب شميلنكى در لهستان رخ داد فرار به شمار نمىآمد. به ظاهر چون بسيارى از روميان باسواد به يهوديت علاقه مىورزيدند، بيم از يهودى شدن آنان سبب اين طرد بود. يهوديت در مقايسه با روح كثرت گرايى و شرك كه ويژگى وثنيت در رم بود، طبيعتى توحيدى داشت.
هر چند رم از ويژگى تسامح برخوردار بود، اما يهودى شدن تعداد زيادى در رم حكومت را تهديد و بر مشروعيتِ اين حكومتِ مبتنى بر عبادت شرك آميز، ضربه وارد مىكرد.
بسيارى از كارهاى ادارى به اين نوع عبادت مرتبط بود، در نتيجه يهودى شدن به معناى سست شدن وفادارى به حكومت و بحران مشروعيت آن بود. نيز ثبات واردات هدايا و قربانىها به هيكلهاى مقدس را تهديد مىكرد. به ظاهر سرمايه داران رم نيز عامل اخراج يهوديان بودند، چرا كه يهوديان با حيله گرى و تخلف از قانون به رباخوارى مشغول بودند. لذا سرمايهداران دوست داشتند از دست رباخواران يهودى كه رقيب جدى آنان بودند رهايى يابند.
اما اخراج يهوديان از قدس جزو سياست داخلى رم نبود، بلكه در راستاى سياست امپراتورى آن و تلاشى براى آرام كردن منطقه صورت گرفت. اخراج يهوديان از مدينه منوره در زمان پيامبر (ص) به علت فعاليتهاى دين جديد و تلاش حكومت جديد براى امن كردن مركز خود با حذف اقليتهايى كه به آن وفادار نيستند «١» صورت گرفت.
رهبر اكراينى، «شميلنكى» حمله به گروههاى يهودى را با هدفِ جنبش آزادسازى ملى و انقلاب كشاورزى بر ضد غاصبان لهستانى كه از يهوديان به عنوان وكيل خويش بهره مىبردند انجام داد. يعنى اخراج يهوديان نه به عنوان يهود بلكه به اعتبار اينكه وكلاى استعمارگران بهره كش، صورت مىگرفت. به همين دليل در نامه خود به كرومويل براى ايجاد وحدت ميان قدرت ارتدوكسى و پروتستانى بر ضد كاتوليكها از يهوديان يادى نكرد.