گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٣
٣. گفتمان تبليغاتى (رسانهاى):
گفتمانى است صرفاً تبليغى كه به عنوان مثال به افكار عمومى جهانى رو مىكند و توضيح مىدهد كه «اسرائيل دولتى متجاوز است و وضعيت پناهندگان فلسطينى ننگى است در پيشانى بشريت» و «شهرك نشينان صهيونيست به ناحق اراضى فلسطين را تصرف مىكنند».
آنان «نژاد پرستانى هستند كه زنان و كودكان را شكنجه مىكنند» و گاه نيز اين گفتمان، تبليغات خود را متوجه داخل نموده تا به گفتمانى بسيج كننده مبدل گردد و همگان را عليه دشمن صهيونيستى و دسيسههاى مستمر آنان بشوراند (شايد در حال حاضر عكس اين وضعيت حاكم باشد چرا كه ممكن است گفتمان بسيج كننده بشارت دهنده به صلح باشد). اينكه اين گفتمان در فهم آنچه پيرامون ما رخدهد سودمند نيست، نياز به توضيح ندارد. ما مخالف تبليغات و يا بسيج كردن نمىباشيم وليكن لازم است بدانيم كه اين دو با تفسير و تحليل تفاوت دارند.
بنده معتقدم كه گفتمان تبليغى خود عليه دشمن را نبايد رها كنيم، چرا كه بايد برنامه خود براى حل مسأله فلسطين را مطرح سازيم و خواستار صلح فراگير و عادلانه از طريق اجراى مصوبات بين المللى و به طور مشخص قوانين مربوط به بازگشت آورگان فلسطينى، شويم. و بگوييم كه صبغه صهيونيستى از حكومت صهيونيستى گرفته شود و حكومتى دموكراتيك، با تكثر اديان و نژادها و هويتهاى فرهنگى، جايگزين آن گردد. درچنين چارچوبى به اسرائيلىها نه به عنوان شهرك نشين، بلكه به عنوان شهروندانى كه از تمامى حقوق سياسى، دينى و فرهنگى خود برخوردارند، اجازه حضور داده مىشود.
در اين جا مىتوانيم نمونه آفريقاى جنوبى را مطرح كنيم، كه در آنجا چارچوب نژاد پرستى بدون كشتار پايان گرفت. از اين رو بايد خواستار تشكيل كميتههايى براى بررسى چگونگى انحلالِ بخش صهيونيستى به شكل مسالمت آميز شويم، همچنان كه در آفريقاى جنوبى بخشهاى شهرك نشين منهدم گرديدند. اين كميته بايد شكل جامعه جديد را بررسى و مطالعه نمايد. معمولًا گفته مىشود اين امر به معناى از بين بردن حكومت يهودى است. در پاسخ به اين ادعا بايد گفت دولتى كه جز با قوانين نژادى نمىتواند بقا داشته باشد، شايسته ماندگارى نيست. گفتمان تبليغى براى آنكه قانع كننده باشد بايد آرامتر گام بردارد چون بايد