گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٢٩
مذاكره بنشينند. وى در همين راستا به بخشهاى بزرگى از تاريخ عربى اشاره مىكند كه دو ملت عرب و يهود در بغداد و قرطبه براى حفظ ميراث گران سنگ فرهنگ عربى همكارى كردند.
لذا در نگاه او اعراب و يهوديان همچون گذشتهاند و تغيير نكردهاند. شرايط متغير تاريخى امرى عرضى است كه مىتوان به طور كلى از آن چشم پوشيد. از جالب ترين مثالها در رابطه با اعتقاد به استمرار يسرائيل و بر قياس باطل تاريخى، تصريحات استاد تاريخ دانشگاه عبرى است كه گفت: سربازان اسرائيل پس از فترت چند هزار ساله براى اولين بار در ژوئن ١٩٦٧ م.
درياى سرخ را ديدند (يعنى پس از عبور از آن به همراه موسى و به دليل تعقيب آنان از سوى فرعون!).
در ايالات متحده و پس از جنگ ١٩٦٧ م. حاخامها در تفسير اسفار، نبرد ژوئن را تكرار جنگهاى گذشته اين قوم عنوان مىكردند. بن گوريون تلاش كرد جامعه نظامى اسرائيل را با توسل به افسانه استمرار توجيه كند. وى گفت سربازان موسى، يوشع و داود از مبارزه دست بر نداشتند؛ پس سربازان صهيون [يعنى حكومت اسرائيل] نيز هرگز دست از مبارزه بر نمىدارند. برخى از تحليل گران نظامى اسرائيلى اقدام به مقايسه ميان اسبهاى داوود و سليمان و تانكهاى ارتش اسرائيل مىنمايند. همچنين همايشهايى براى بررسى وجوه شباهت و تفاوت ميان شيوههاى «جدعون» و تاكتيكهاى «ديان» برگزار مىكنند. حتى نزاع اعراب و اسرائيل به طور كامل به عنوان استمرار نزاع عبرانىها با فرعونىها و آشوريان، بابليان و فينيقىها نگريسته مىشود. الگوى استمرار يهود، تنها مىتواند در انديشه پاكى دو عنصر نژاد و تمدن يهود ظاهر شود، چون انديشه امكان الحاق و ادغام يهود با غير يهوديان، انديشه استمرار را از ريشه ويران مىكند! به عقيده صهيونيسم دليل پديده استمرار يهود، وجود الگوى واحد و پيروى يهوديان از اين الگو مىباشد و يهوديان در گذر تاريخ ذات واحد يهودى را نمايان ساختهاند. (اين به تكرار شبيهتر است تا استمرار) و شكل هندسى منظمى به خود مىگيرد كه بسيار شبيه افسانههاى ابتدايى است (كه تا حد زيادى به هم آهنگى آلى با خود مىرسند). به هر حال اين همنوايى از صهيونيسم نظامى بسته مىسازد كه با واقعيت موجود رابطهندارد. اين نيز بسيار شبيه افسانههاى شمولى مانند افسانه نازى است. صهيونيستها در پديده يهودستيزى همين ميزان از استمرار را