گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٢١
وى به دليل سكونت در شتتلها آسان بود. شايان ذكر است انتفاضه شميلنكى نه يك انتفاضه نژادپرستانه بر ضد يهوديان و به اعتبار يهودى بودنشان، بلكه به دليل نمايندگى آنان از سوى فئودالهاى شهرك نشين لهستانى رخ داد. يعنى يهوديان به خودى خود اهميتى نداشتند چه اينكه ابزارى صرف در دست طرف اصلى نزاع بودند. از اين رو هنگامى كه نيروهاى لهستانى بر صاحبان انتفاضه پيروزشدند به معناى بازگشت اعضاى گروههاى يهودى به شتتلها بود كه در پيمانهاى منعقد شده ميان دو طرف به آن تصريح مىشد. هنگامى كه كفه انتفاضه برترى مىيافت، يكى از خواستههاى آنان خروج وكلاى يهودى و نيروهاى لهستانى از شهرهاى اكراين بود. و هنگامى كه شميلنكى نامهاى به كرومويل نوشت و در آن آرزوى ائتلاف ميان دو قدرت ارتدوكس و پروتستان نمود، از يهوديان نامى به ميان نياورد.
در منابع يهودى معاصر آمده كه در آن زمان يك سوم يهوديان اكراين كشته شدند اما مورخان بيشتر بر اين باورند كه در اين آمار مبالغه شده است. همچنين معتقدند بسيارى از يهوديان از اكراين گريختند و پس از آرامش نسبى اوضاع به آنجا برگشتند و شايد ادامه افزايش شمار يهوديان بعد از انتفاضه بر همين نظريه توجيه پذير باشد. اما اعضاى اين گروه يهودى (بزرگترين گروه يهودى اروپا) كه بازگشتند گروه وحشت زدهاى را تشكيلدادند كه ديگر چون پيش از وقوع انقلاب احساس آرامش كامل نداشتند. چرا كه روحيه معنوىشان از بين برده شده بود و اعتماد به نفس خود را از دست داده بودند.
همين امر موجب فراهم شدن زمينهاى بكر براى جنبشهاى شابتائيسم «١» و مشيحانى (از شابتاى حسيديسم) شد و اين جنبشها اين گروه را به ماده خامى تبديل نمود كه براى انتقال به هر نقطه ديگر مهيا شده، بتواند به نقش دلالى خود ادامه دهد (اين راه حل از سوى صهيونيسم مطرح شد سپس آن را اجرا نمود).
اگر از زاويه تاريخ عمومى بشرى به انتفاضه شميلنكى بنگريم، ناگزير بايد آن را انقلاب مردمى بر ضد نوعى از اشكال ظلم بدانيم كه بشريت مانند اين ظلم را به خود نديده است.
رهبر آن يك قهرمان مردمى است كه در رها سازى ملتش موفق گرديد. بدون ترديد اين انتفاضه