گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢١٨
يهوديان يعنى گروههاى يهودى است. گرايش صهيونيستى در تمدن غرب، براى يهوديان محوريت و قداستى قائل است كه از فرض وجود تاريخ مستقل يهودى برخاسته، به گونهاى كه در اذهان اين تاريخ، با تاريخ مقدس يهوديان خلط مىشود! همچنين يهودستيزى بيانگر اين گرايش است كه يهودى شخصيتى است با ويژگىهاى منحصر به فرد و مشخص و طبيعت خاص وى ناشى از تعلق وى به تاريخ مستقل يهودى است. خاستگاه اصلى موضع صهيونيسم و نازيسم نسبت به يهوديان، پيش فرض گرفتن وجود ملت يهودى است كه شخصيت و تاريخ مستقلى دارد. به پندار بالفور و هيتلر مسأله يهودى ناشى از وجود اين هستى آلى مستقل درون تمدن غرب مىباشد كه اين تمدن را ويران مىكند و تمدن غرب نيز وجود يهودى را ويران مىكند، بنابراين يا از راه فرستادن يهود به فلسطين و يا ازطريق انداختن آنان در اتاقهاى گاز بايد از آنها رهايى يافت.
٢. انتفاضه شميلنيكى «١».
علت ضعف توان تفسيرپذيرى اصطلاح «تاريخ يهودى» به جانبدارى صهيونيستى نهفته در آن بر مىگردد. اين امر در موضع مورخان صهيونيست نسبت به «انتفاضه شميلنكى» آشكار مىگرد. اين انتفاضه مردمى در اوكراين بر ضد نظام فئودالى شهرك نشين لهستانى و نيروهاى اشغالگر حامى آن و نيز تمامى سازمانهاى وابسته (كليساى كاتوليك و وكلاى يهودى) رخ داد. انتفاضه از مهمترين رويدادهاى تاريخى است كه بر گروههاى يهودى شرق اروپا اثر گذاشت. اهميت اين انتفاضه از اعلاميه بالفور يا يهودى سوزى نازىها كمتر نيست. فهم اين انتفاضه- همچون يهودى سوزى نازىها و اعلاميه بالفور- تنها با مراجعه به تاريخ رابطه لهستان و اكراين ميسر است و با تاريخ موسوم به «تاريخ يهود» ارتباطى ندارد.
رهبر اين انتفاضه، بوجدان شميلنكى، «أتمان» (يعنى فرمانده) قفقاز يا رهبر آنان بود كه بعد از استقلال يافتن اكراين، رهبر اين كشور و نيز از طرفداران پيوستن به روسيه بود.
علل وقوع انتفاضه به عواملى چند بر مىگردد كه از جمله آنها افزايش بهرهكشى فئودالىها از كشاورزان بود. اينها در واقع بردگانى بودند كه به عبوديت شبه كامل رسيده بودند. به ويژه