گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢١٧
پيرامونش (كه از آن اثر مىگيرد و بر آن تأثير مىگذارد) صفت انسانيت از يهودى سلب مىشود و در اين زمينه با تمامى اعضاى گروههاى قومى و دينى ديگر يكسان مىباشد.
نيروهاى آشورى و بابلى نه تنها دو حكومت عبرانىها بلكه اكثر حكومتهاى آرامى و غيره را ويران كردند. هم چنان كه بحران نظام تزارى تنها موجب كشتارهاى يهوديان نگرديد، بلكه بر بخشهاى زيادى از بورژوازى روسيه و ملل اسلامى و غيره آثار منفى ژرفى گذاشت.
بنابراين الگوى تاريخ يهود انسانيت را از يهودى مىزدايد و بر اوهالهافسانهاى- نه جنبه تاريخى- مىپوشاند چرا كه وى را بيرون از تاريخ موجود بشرى قرار مىدهد.
بر اين اساس ما از اصطلاحاتى چون تاريخ يهود، گذشته يهودى، قدرت و سرنوشت يهودى و نيز ديگر اصطلاحاتى كه وجود وحدت كامل تاريخ يهودى را امرى صحيح مىانگارند، مانند «استمرار يهودى»، به طور جدى پرهيز كرديم. همچنين از تمامى اصطلاحاتى كه به طور غيرمستقيم قائل به اين وحدت مىباشند مانند «نبوغ يهودى» و «ذات يهودى» اجتناب نموديم و اصطلاحاتى كه وجود تنوع و ناهمگنى مدّ نظر قرار مىدهند مانند «گروههاى يهودى» را جايگزين تمامى اين اصطلاحات نموديم. اين اصطلاح گروههاى يهودى را پيرو مكانيسمهاى تاريخى حاكم بر ديگر اعضاى جامعه مىداند كه يهوديان نيز در آن زندگى مىكنند، و به طور كامل تاريخ مقدس كه در عهد قديم آمده را از رويدادهاى تاريخى كه براى عبرانيان و بعد از آن گروههاى يهودى رخ داده جدا نموده ايم و ميان تاريخ يهوديت و تاريخهاى گروههاى يهودى تمايز قائل شديم. در نتيجه اصطلاحاتى چون «دوران هيكل اول» يا «تخريب هيكل» و يا «كومنولث اول» يا «عصر تلمودى» را جز در سياق بحث از تحولات دينى مطرح نمىكنيم، چون تمامى اين عبارتها به وقايعى مرتبط با گروههاى يهودى با مضمون دينى اشاره دارند. اما صلاحيت تفسير روند كلى تاريخ دنيوى و انسانى را ندارند. به همين دليل تأكيد مىكنيم اعضاى گروههاى يهودى به ساختارهاى تاريخى متعددى منتسب مىباشند، به طورى كه براى پژوهشگر امكان فهم رفتار اعضاى اين گروهها وجود داشته باشد؛ يعنى به عنوان افرادى حقيقى و بشرى كه با عناصر متداخل و گوناگون تاريخى در تعاملاند و همين عناصر مشخص كننده رفتار آنها است.
به اعتقاد ما «تاريخ يهود» الگوى اساسى نهان در نوع موضع گيرى تمدن غرب نسبت به