گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢١٦
زيستهاند يك شبه الگوى فكرى آماده را به وجود مىآورد، به طورى كه اين ذات فراتر از تمامى تحولات بوده و حتى به آنها شكل مىدهد؛ تمامى قوانين شناخته شده تاريخى را تهديد و يكى از نامهاى «گذشته يهودى»، «استمرار يهودى»، «روح يهودى»، «ملت ازلى يهود» و يا «آينده يهود» را اتخاذ مىكند. در اين هنگام وظيفه مورخ، پژوهش پيرامون ذات يهودى و روح يهودى و هر آنچه كه بيانگر آن مىباشد، خواهد شد و از ديگر مسائل غافل مىگردد. در نتيجه تاريخ يهود امرى مىشود كه با واقعيت دنياى بشرى ارتباطى ندارد، تاريخى كه به ساختمانى تو در تو و پيچيده مىماند كه بيانگر الگو يا الگوىهاى مشخص تكرار پذير مىباشد و تنها تجلى كننده ذات مطلق يهودى است. اين الگو به شكل تبعيد و پس از آن بازگشت در مىآيد. «تبعيد» رويدادى است كه تنها براى يهوديان رخ مىدهد و بازگشت عبارت از عملى است كه آنان انجام مىدهند.
اين تاريخ معمولًا از عبوديت در مصر شروع مىشود، و به نفوذ در كنعان «١» و چيره شدن بر آن و تأسيس حكومت عبرانى خاتمه مىيابد. همين الگو با هجرت آشوريان و بابلىها تكرار مىشود و پس از آن، روند بازگشت از بابل به دستور كوروش (كه هيكل را بنا مىنهد و پس از آن حكومت حشمونيه را تأسيس مىكند) روى مىدهد. اين الگو بار ديگر با تخريب هيكل به دست تيتوس و پراكندگى يهوديان و پس از آن ناتوانى آنها به دليل نبود حاكميت و عدم حضور در قدرت حاكمه شروع مىشود و اين حالت تبعيد با كشتار به دست نازىها (رويداد بزرگ) به اوج خود مىرسد. پس از آن با تأسيس جنبش صهيونيسم و پس از آن حكومت صهيونيستى (اقدام مهم) بازگشت شروع و با تأسيس اين حكومت، گردآورى تبعيد شدگان از تمامى سرزمينها از سرگرفته مىشود. در اين الگو پيوسته پايان مشيحانى تاريخ فرض مىشود، كه تنها با اين رخ داد نزاع پايان مىيابد و تبعيد و بازگشتى وجود نخواهد داشت و بهشت زمينى محقق مىشود.
چنين پندارى از تاريخ، با الگوهاى مهندسى تكرارپذير، يكنواخت و در نهايت آن نه تنها با روح علمى بلكه با روح بشرى نيز منافات دارد. چون با انكار تعامل يهود با محيط