گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢١٥
اين است كه مىبينيم انقلاب صنعتى رويدادى بزرگ در تاريخ غرب مىباشد كه ژرف ترين اثر را در يهوديان جهان غرب به جاى گذاشت. در قرن نوزدهم (يعنى پس از مدتى كوتاه) تغييرى در شيوه زندگى و جهانبينى ايجاد كرد. اين دگرگونى، از حيث يهودى بودن آنها نبود- آنان اقليتى در بافت تمدن غرب به شمار مىرفتند- بلكه تحولى در چگونه زيستن و جهان بينى براى اعضاى اكثريت اين تمدن و نيز اعضاى ديگر اقليتهاى موجود در جوامع غربى رخ داد. در همين حال يهوديان جهان عرب به طور يكسان از انقلاب صنعتى اثر نپذيرفتند؛ چرا كه در ابتداى امر بافت تمدن عربى از انقلاب صنعتى فاصله داشت. اما پس از حدود نيم قرن شروع به تأثير گرفتن از انقلاب صنعتى نمود، كه اين اثر نيز به اقليتها و اكثريتهاى جوامع عربى سرايت كرد. به عنوان مثال يهوديان اتيوپى تنها به طور قشرى از انقلاب صنعتى متأثر شدند، چون نوع بافت اقتصادى اجتماعى كه در راستاى آنزيستند از تحولات بزرگ ناشى از انقلاب صنعتى به دور بود و اين بافت اجتماعى اقتصادى تا زمان كنونى شكل قبيلهاى خود را حفظ كرده است. به عبارت ديگر آثار ناشى از انقلاب صنعتى بر اعضاى گروههاى يهودى، مسألهاى است كه مربوط به نوع اثر انقلاب صنعتى بر هر گروه يهودى به طور خاص مىباشد و با اثر اين انقلاب بر جوامعى كه اين گروهها در آن حضور داشتند بسيار مرتبط است.
بر اين اساس، تاريخ يهود نمىتواند زيرساخت و مبناى پژوهش باشد. اگر پژوهشگر اين تاريخ يهود را مبنا قرار دهد، بى ترديد از تفسير بسيارى از عناصر تفاوت و ناهمگنى در اين تاريخ ناتوان خواهد ساخت. و براى تفسير علت اثر پذيرى سريع يهوديان لندن از انقلاب صنعتى و تأثير ناپذيرى برخى از يهوديان اتيوپى تا زمان حاضر، ناگزير به تحريف حقايق خواهد شد. همچنين ممكن است براى تفسير وقايع تاريخ موهوم يهود به عناصر عرضى و وهمى مانند تمايلات، خواستهها و انسجام يهوديان و ميزان ظلم يا محبت ديگران به يهوديان متوسل شود.
اما اگر جنبه معرفت شناختى را چه در بعد بررسى و چه در بعد تفسيرى رها كنيم و به جنبه اخلاقى و انسانى مسأله بپردازيم، در مىيابيم كه در الگوى تاريخ مستقل يهود، وجود ذات نهفته يهودى لحاظ گرديده و اين ذات براى انواع تاريخهايى كه اعضاى گروهها در آن