گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢١٤
مسيحيت، عهد قديم را به ارث برده و آن را يكى از كتب مقدس خود قرار داده است. پس از آن تمدن غرب وارث اين ديدگاه شد، تا انسانِ غربى يهوديان را وارثان عبرانىهاى باستان بداند. در دوران جديد اين مفهوم سكولاريته شده و يهوديان از يك ملت يهودى مقدس با تاريخ مقدس يهودى، به يك ملت يهودى مستقل كه صاحب تاريخ يهودى مستقل مىباشد مبدل شده است. آنچه به احساس انسان غربى مبنى بر وجود تاريخ مستقل يهودى كمك كرد، مسأله پذيرش نقش گروه كاركردى (مالى يا شهرك نشين) يهوديان در جوامع غربى است. اين گونه گروهها از بقيه جامعه يهودى منزوى مىشوند، تا جايى كه گمان مىشود از مكانيسم و حركتهاى تاريخى مستقلى پيروى مىكنند. اما واقعيت امر اين است كه بخش جدا ناپذير آن جامعه و تابع همان مكانيسم و حركتهاى تاريخى هستند كه جامعه از آن پيروى مىكند.
استقلال نسبى اين گروه همگام با پيشرفت جامعه ترقى و با فرود جامعه نيز تنزل پيدا مىكند.
نقش گروه كاركردى در جهان غرب تقريباً منحصر به گروههاى يهودى مىباشد. اين در حالى است كه در تمدنهاى شرقى گروههاى قومى و دينى مختلفى از جمله يهوديان نقش گروه كاركردى را عهده دار شدهاند.
مفهوم تاريخ يهود در انديشه غرب و ادراك انسان غربى از يهوديان، مفهومى محورى و بديهى است. اما توان تفسير پذيرى آن بسيار ناچيز است. اين مفهوم بى نهايت انحصارى و بسيط است؛ اعتقاد به الگوى تاريخ مستقل يهودى نه تنها از جنبه معرفت شناختى، بلكه از جنبه انسانى و اخلاقى نيز نتايجى منفى به دنبال دارد.
از جنبه معرفت شناختى، بررسى و تفسير واقعيت گروههاى يهودى از طريق الگوى «تاريخ يهود» اين واقعيت را بسيط مىنمايد و در برابر زواياى ديگر، آن را برجسته مىكند و عوامل بنيادين آن را ناديده مىگيرد. الگوى تاريخ يهود با توجه به لحاظ عنصر وحدت و همگنى در آن موجب مىگردد مورخ از تمامى شاخصهاى عدم يكپارچگى يهوديان كه بخش بزرگى از واقعيت آنان را تشكيل مىدهد غافل شود. اما به اعتقاد ما اين عوامل از عناصر وحدت و همگنى مهمتر بوده و ارزش تفسير پذيرى و بررسى بيشترى دارند.
اگر بپذيريم تاريخ يهود وجود دارد، پس وقايع اين تاريخ كدامند؟ آيا رويدادى بمانند انقلاب صنعتى از وقايع اين تاريخ است و يا رويدادى مربوط به تاريخ غرب مىباشد؟ واقعيت