گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢١٠
نبود هيچ مركز دينى يا زمانى براى يهوديت (يا يهوديان)، از اسلام و مسيحيت به شدت اثر پذيرفت. مؤلفان تلمود گ كتب كابالا از عقايد خرافى و بومى اار گرفتند. همه اينها يهوديت را به ترعيبى شبه زمين شناختى كه با تراكم چند ضبقه بروى يكديگر ايجاد مىشود، شبيه ساخته است.
ب) با توجه به اين ناهمگنى و وجود عناصر متفاوت در يهوديآ، مىبينيم تعريف هويت يهودى امرى مشكل مىشود. ممكن است بر اساس شريعت يهودى فرد ملحد، امّا در همان حال يهودى باشد؛ چون شريعت، كسى را يهودى مىشناسد كه از مادرى يهودى زاده شده و اين امر در مسيحيت يا اسلام وجود ندارد، چرا كه منكر وجود خدا ديگر به اين اديان منتسب نيست، هر چند پدر و مادر او مسلمان يا مسيحى باشند.
ج) در بسيارى از عقايد و ديانتها سنتهاى شفاهى وجود دارد، اما سنتهاى شفاهى يهوديت از صرف سنت بودن فراتر رفته و «شريعت شفاهى» شدهاند كه همسنگ «شريعت مكتوب» بوده و حتى برتر از آن مىباشد. تلمود كتاب شريعت شفاهى است كه اهميت آن از تورات (شريعت مكتوب) بيشتر است. لذا يهوديت حاخامى «يهوديت تلمودى» ناميده مىشود.
بسيارى از عناصر اين شريعت شفاهى با آنچه در شريعت مكتوب آمده تناقض دارد.
د) با وجود اينكه عقيده يهوديت گرايش توحيدى قوى دارد، اما ميانگين حلول گرايى (يعنى حلول خالق در مخلوق و يكى شدن هر دو) درون يهوديت افزايش مىيابد كه حتى طبقه حلول گرا (در تركيب زمين شناختى تراكمى يهود) مهمترين طبقه مىشود. و حتى حلول گرايى بر عقيده يهوديت چيره مىشود. به طورى كه يهوديت به ظاهر عقيدهاى توحيدى، ولى در عمل مكتبى حلول گرا مىشود.
ز) با افزايش ميانگين سكولاريزاسيون در غرب مذاهب جديد يهودى مانند يهوديت اصلاحطلب، محافظه كار و تجدد طلب ظهور كرد كه با يهوديت ارتدوكسى ارتباط ندارند.
اكثر مكاتب جديد به اوامر و نواهى شريعت يهودى وقعى نمىنهند. و نيز اعمالى مانند همجنس بازى «١» كه در شريعت يهوديت حرام است، حرام نمىدانند ..