گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٠٤
جماعت يهودى و نيز مترادف واژه تاجر بود. بعد از قرن يازدهم ميلادى «يهودى» مترادف «ربا خوار» شد.
زبانهاى اروپايى به طور كامل از مفاهيم منفىاى كه از واژه «يهودى» برداشت مىشد، مانند «بخيل»، «پست»، «پول پرست»، رهايى نيافتند. اين معانى به دليل نقش كاركردى دلالى اعضاى گروههاى يهودى در محيط نفرت انگيز جامعه ميزبان، بر آن واژه حمل مىشد. اين همان چيزى است كه ماركس به هنگام طرح رواج روابط توليدى سرمايه دارى در جامعه با عنوان يهودى كردن جامعه، در نظر داشت. در انديشه سوسياليستى غرب به ويژه نوشتههاى فوريه شارل فوريه، «١» يهودى و رباخوار مساوى دانسته شده است. در زبان انگليسى اين واژه با نام «يهودا» استقريوطى (Judas) كه مسيح را در برابر يك مشت نقره فروخت، مرتبط شد.
به همين دليل برخى يهوديان در قرن نوزدهم ميلادى اصطلاح «يهودى» را كنار گذاشتند و اصطلاحاتى چون «عبرانى» و «موسوى» [منسوب به موسى] را به كار بردند. تا اينكه سرانجام همه اين اصطلاحات مترادف شد. اما بعد از جنگ جهانى دوم بار ديگر اصطلاح يهودى رواج پيدا كرد. بسيارى از فرهنگ نامههاى اروپائى امروزه معانى منفى واژه «يهودى» را ذكر نكرده و حتى توصيه مىكنند به كار برده نشود. و از قرن نوزدهم ميلادى و با طرح افسانه بى پايه يهودى و دادن محتواى مثبت به آن واژه «يهودى» با قداست همراه شد.
با ظهور جنبش روشنفكرى و ضعف يهوديت حاخامى، بسيارى از يهوديان عقايد دينى خود را كنار گذاشتند، ولى خود را «يهودى» ناميدند واين چيزى است كه به آن «يهودى غير يهودى» گفته مىشود. در ميان اين گروه، يهودى ملحد، يهودى سكولار و يهودى قومى (كه بر آنها ... يهوديان جديد اطلاق مىكنيم) مشاهده مىشوند. مىدانيم هنگامى كه اصطلاح «يهودى» براى اشاره به آنها استفاده مىشود، حوزه دلالى اين واژه با حوزه دلالى آن در قرن نوزدهم ميلادى متفاوت است، به طورى كه داشتن انتساب «يهودى» در آن زمان به معناى ايمان به عقيده يهودى بود. اما اينان از تعاليم دينى خود پيروى نكرده حتى برخى از آنها را به طور كامل نمىپذيرفتند و تنها خود را بر اساس آنچه كه پنداشته ميراث فرهنگىشان مىباشد، يهودى