گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٠٢
اشاره به ساكنان حكومت جنوب «يهودا» استفاده شد تا آنكه واژه «يهودى» جاى آن را گرفت.
در دلالتِ اصطلاحى اين واژه، دو معناى اساسى وجود دارد، يكى به معناى يهود به عنوان قوم مقدس و ديگرى به معناى فلسطين به عنوان سرزمينى مقدس. اين واژه به صورت تركيب اضافى نيز مىآيد مانند «عام يسرائيل» (يعنى «ملت اسرائيل»). «بنى يسرائيل» (بنى اسرائيل) و «بيت يسرائيل» (بيت اسرائيل) و «كنيست يسرائيل» يعنى مجمع اسرائيل يا جماعت يسرائيل. واژه «يسرائيلى» در قرن نوزدهم ميلادى و در عصر سقوط برده دارى مانند «عبرانى» بار ديگر مطرح شد. چون واژه «يهودى» بار منفى به همراه داشت. در دوران جديد عبارت «مدينه اسرائيل» عبرى براى اشاره به حكومت صهيونيستى و واژه «اسرائيلىها» براى اشاره به اعضاى تجمع شهرك نشينى صهيونيستى در فلسطين استفاده مىشود. اما اگر بخواهيم ميان اصطلاحات تمييز قائل شويم بهتر است واژه اسرائيلىها را تنها بر ساكنان شهركهاى صهيونيستى در فلسطين اطلاق نمائيم، و يهوديان باستان را از اين لحاظ كه يك مجموعه انسانى با ويژگىهاى قومى متمايزباشند «عبرانى» بناميم و براى توصيف آنان به عنوان جماعتى دينى عبارت «جماعت يسرائيل» و يا «يسرائيلىها» را به كار بريم، تا واژه «يهودى» بر هر كس كه دين يهوديت (عقيدهاى كه شاخصهاى خود را در قرن اول قبل از ميلاد كسب كرده) را مىپذيرد اطلاق گردد، اما اصطلاح «عبرى» تنها براى بيان دو جنبه زبانى و ادبى به كار رود.
٣. بنى اسرائيل:
«بنى اسرائيل» عبارتى است كه در قرآن كريم و بسيارى از كتب فقهى اسلام براى ياد كردن از يهوديان آمده است، همچنين كلمات ديگرى مانند «اهل كتاب»، «كتابيون»، «اهل ذمه» و «ذميون» براى اشاره به يهوديان و مسيحيان به كار مىرود.
در اسلام «بنى اسرائيل» از نظر دلالى و مفهومى حوزه مشخصى دارد، و براى گروهى با ويژگىهاى مشخص كه اهل اين گروه به اله و تورات ايمان دارند به كار مىرود، بنابراين در حال حاضر بنى اسرائيل بر اكثريت يهوديان جهان منطبق نيست.
٤. يهودى:
واژه «يهودى» به شخصى كه يهوديت را مىپذيرد اطلاق مىشد، بعداً واژههاى «عبرانى» و «يسيرائيلى» يا عضو «جماعت يسرائيل» ظهور كرد. «يهودى» واژهاى عبرى و مشتق از «يهودا» نام يكى از فرزندان يعقوب مىباشد. يكى از دوازده قبيله عبرانى يهودا ناميده شد.