گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٠١
٢. اسرائيل:
يسرائيل واژهاى عبرى و قديمى است و معناى پيچيدهاى دارد كه مىتوان آن را به «يسرا» يعنى كسى كه جنگ مىكند يا كشتى مىگيرد، و «ايل» در اصل واژه سامى «اله» مىباشد تجزيه نمود.
معناى تحت اللفظى اين واژه «كسى كه با خدا كشتى مىگيرد» يا «سرباز ايل اله» باشد. در تمامى اين تفسيرها دو معناى اصلى وجود دارد كه عبارت است از معناى جنگ و معناى قداست.
شايان ذكر است واژه «يسرائيل» در نوشتههاى مصرى در عهد مرنبتاح سال ١٢٣٠ ق. م. به عنوان نام يكى از شهرها يا بطنى از بطنهاى «١» قبيلههاى جنوب كنعان وارد شده كه شايد بيانگر اين باشد كه اين واژه كنعانى الاصل است و با ساكنان آن منطقه پيوندى مقدس داشته است. همچنين نظريهاى وجود دارد كه معتقد است اين واژه نام بطنى از بطون قبائل عبرانى بوده است.
يعقوب پس از كشتى گرفتن با اله در واقعهاى پيچيده كه دلالت و مفهوم آن قابل درك نيست اين نام را كسب كرد: «و يعقوب تنها ماند و مردى با وى تا طلوع فجر كشتى مىگرفت.
و چون او ديد كه بر وى غلبه نمىيابد كف ران يعقوب را لمس كرد و كف ران يعقوب در كشتى گرفتن با او فشرده شد. گفت مرا رها كن، زيرا كه فجر مىشكافد. گفت تا مرا بركت ندهى تو را رها نكنم. به وى گفت نام تو چيست؟ گفت يعقوب. گفت از اين پس نام تو يعقوب خوانده نشود بلكه اسرائيل، زيرا كه با خدا و با انسان مجاهده كردى و نصرت يافتى.» (سفر تكوين ٣٢/ ٢٥- ٢٩). اين داستان متأثر از عناصر حماسه آكادى «٢» مىباشد. به طورى كه اين قهرمان با نزاع مادى با اله و با پيروزى وى بر اله صفاتى را كسب مىكند كه او را فوق بشرى يا نيمى از اله قرار مىدهد و حق پيروزى وى بر خدا را به طور دائمى در روابطش با ديگران كسب مىكند. اين نبرد با خدا شبيه وقايعى است كه در اساطير يونانى آمده است.
واژه «يسرائيل» نيز در ابتدا به نسل يعقوب دلالت داشت. سپس واژهاى شد كه به حكومت شمال پيش از هجرت آشورى اطلاق مىشد. پس از سقوط حكومت يسرائيل اين واژه براى