گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ٢٠٠
مجموعه بزرگى از نسبها به وى منتسب است به كار مىرود. و اولين شخصى كه به وى با عنوان عبرى اشاره مىشود ابراهيم است (تكوين ١٤/ ١٣). ولى در سياق، دلالت بر قوم خاصى ندارد، بلكه بر وضع اجتماعى وى به عنوان غريب يا بيگانه اى كه هيچ حقى برايش قائل نيستند، دلالت مىكند. همچنين واژه «عبرى» در تورات به عبرانىها به عنوان غريبهها اشاره مىكند.
بر اساس يك عقيده، عبرانىها در مصر به مدت طولانى غريب بودند، در نتيجه با اين نام پيوند خوردند. اين نام كه لقبى است براى اشاره به وضعيت اجتماعى، به لقبى براى توصيف يك قوم تبديل شد. لذا اشارههايى به يوسف به عنوان غلام عبرانى (تكوين ٤١/ ١٢) و همچنين اشارهاى به زنان عبرانى (خروج ١/ ١٩) وجود دارد. هر چند اين اشاره صبغه قومى آشكارى به خود گرفت، اما بعد اجتماعى خود را به طور كامل از دست نداد. در سفر تكوين از يوسف به عنوان برده عبرانى ياد مىشود (٣٩/ ١٨) و اين دلالتى است كه دو عنصر قومى و طبقاتى را درهم مىآميزد.
در مواردى واژه «عبرى» مترادف كلمه «يهودى» به كار مىرود. در سفر ارميا (٣٤/ ٩) چنين آمده: «تا هر كس غلام عبرانى خود و هر كس كنيز عبرانيه خويش را به آزادى رها كند و هيچ كس برادر يهود خود را غلام ننموده». همچنين اين واژه مترادف «يسرائيلى» است كه در سفر خروج (٩/ ١- ٤) ذكر شده: «و خداوند به موسى گفت نزد فرعون برو و بوى بگو يهوه خداى عبرانيان مىگويد قوم مرا رها كن تا مرا عبادت كنند؛ زيرا اگر تو از رهايى دادن خوددارى نمايى و ايشان را باز نگاه دارى، همانا دست خداوند بر مواشىء تو كه در صحرااند خواهد شد، بر اسبان و الاغان و شتران و گاوان و گوسفندان؛ يعنى وبايى بسيار سخت. و خداوند در ميان مواشى يسرائيليان و مواشى مصريان فرقى خواهد گذاشت كه و از آنچه مال بنى اسرائيل است چيزى نخواهد مرد» در سموئيل اول يكى از فلسطينىها گويد: «اى فلسطينيان، خويشتن را تقويت داده مردان باشيد، مبادا عبرانيان را بندگى كنيد ...» (٤/ ٩) و او از گروه يسرائيل سخن مىگويد.
برخى صهيونيستهاى سكولار استعمال واژه عبرى يا عبرانى را بر «يسرائيلى» يا «يهودى» ترجيح مىدهند، چرا كه اين واژه اشاره به عبرا گفتمان صهيونيستى ٢٠٩ ٢. هويتهاى يهودى به عنوان تركيب تراكمى زمين شناختى:
ص : ٢٠٧ نىها قبل از پذيرش يهوديت دارد. يعنى اصطلاح «عبرى» بر جنبه نژادى كه «قوميت يهودى» ناميده مىشود، تأكيد دارد.