گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٨٩
قانون واحدى كه حاكم بر پديده پيوستن، محو يا انزواى اعضاى گروههاى يهودى در جوامع باشد، وجود ندارد. نمىتوان گفت يهوديان به اقتضاى طبيعت خويش به انزوا از انسانهاى پيرامون خويش تمايل دارند. همچنان كه عكس اين حالت را نيز نمىتوان گفت.
مثلًا بگوييم طبيعت يهوديان اقتضا دارد كه به پيوستن به محيط پيرامون خويش تمايل داشته باشند. بدين ترتيب با فقدان حركت اجتماعى و تاريخى مستقل يهودى بايد به چارچوبهاى مختلف اصولى بازگشت. لازم است هر حالتى به طور مخصوص و مشخص با اشاره به مبناى تاريخى و فرهنگى غير يهودى مورد مطالعه قرار گيرد.
٤. وفادارى دوگانه يهودى: «١».
اين اصطلاح را يهودستيزان و صهيونيستهايى به كار مىبرند كه معتقدند يهوديان تنها به وطن قومى و منافع يهودى وفادارند. چون آنان در جوامع فعلى خود ريشه نداشته و به طور حقيقى به آن منتسب نيستند. پس يهود ملتى آلى است كه به سرزمين خود مرتبط است. لذا آنان پيوسته احساسى عميق به وفادارى دوگانه در خود دارند.
رهبران و انديشمندان نازى يكى پس از ديگرى در محاكمات نورمبرگ تأكيد كرده كه با يهود، يهوديت و مشكل يهوديت، از طريق نوشتههاى صهيونيستى آشنا شدهاند كه درباره «عدم انتساب يهود» «٢» به وطنهاى فعليشان و عدم وفادارى به آنها سخن گفتهاند. قوانين نازيسم نيز بر اساس اين فهم و عقيده عدم تعلق يهوديان به وطن ملى خود يا آلمان- چون هر قوم آلى براى خود وطنى دارد- صادر مىشوند. در زمان حاضر يهود ستيزان دلايلى براى اين گفته خود مىتراشند و به شواهد متعددى استناد مىنمايند از جمله: ميزان اموالى كه از سوى اعضاى گروههاى يهودى جهان به اسرائيل سرازيرشود، تعيين مواضع سياسى اين گروهها به طورى كه با منافع اسرائيل سازگار باشد، و مخالفت بسيارى از يهوديان ليبرال و انقلابى با جنگ فرانسه در الجزاير و ايالات متحده در ويتنام و در عين حال تأييد جنگهاى خصمانه اسرائيل عليه اعراب.