گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٨١
واقعيت اين است كه امتزاج ميان تمدنها و ملل امرى ناپسند و ناخوشايند نيست، چرا كه قانون طبيعت انسانى است. اما صهيونيستها مانند يهود ستيزان تلاش مىكنند ويژگى پاكى تمدنى و احياناً پاكى نژادى را به يهود بچسبانند و اين، انكار انسانيت يهوديان است؛ چه اينكه با جدا كردن يهود از سياق تاريخى در واقع آنان را از سياق انسانى خويش خارج مىكنند! خصوصيت يهودى و برخى اصطلاحات ديگر صهيونيستها و يهود ستيزان معتقدند هويتى يهودى وجود دارد كه به ناتوانى اعضاى گروههاى يهودى در پيوستن به جوامع بشرى مىانجامد. براساس همين واقعيت بايد بنيان حكومت صهيونيستى گذاشته شود تا يهودى احساس غربت نكند. در اينجا به برخى از اصطلاحات صهيونيسم در اين زمينه اشاره مىشود.
١. خصوصيت يهودى: «١».
خاستگاه اين اصطلاح وجود ويژگىها و خصوصيتهاى ثابتى است كه منحصر به اعضاى گروههاى يهودى دانسته شده و بر اين اساس يهوديان «خصوصيت» خويش را مىيابند. اين انديشه در تمامى ادبيات صهيونيستى و يهود ستيز نهان است. چون هر دو معتقدند كه يك طبيعت بشرى يهودى يا تاريخ يهودى مختص به يهوديان وجود دارد. اما پژوهشگران در زمينه گروههاى يهودى جهان دريافتهاند كه مفهوم خصوصيت يهودى در جهانِ واقع پشتوانهاى ندارد، چون اعضاى گروههاى يهودى و به عبارتى سياق دينى يهود دچار ناهمگنى است، از اين رو شايد سخن از «خصوصيتهاى گروههاى يهودى» دقيق تر باشد. عناصر زير عامل ظهور اين خصوصيتها مىباشند:
١. تعداد زيادى از گروههاى يهودى به ايفاى نقش گروههاى كاركردى تن دادند كه اين امر موجب انزواى آنان در جوامع شد. ازاين رو اين گروهها رنگ و شخصيت شبه مستقل و مخصوص خود داشتند. اما اين خصوصيت بيشتر كاركردى است تا تمدنى، يعنى به كاركرد مربوط مىباشند و نه به ميراث مشترك.
٢. آنچه به اعضاى گروههاى يهودى در بيشتر وقتها، رنگ استقلال قومى نسبى مىدهد،