گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٧٨
قومى جايگزين نژاد گرديد؛ يعنى بر اساس ميراث و فرهنگ مشترك يهوديان تعريف شد. بر اين اساس قوميت جاى نژاد را به عنوان نقطه مبنا و بنيان هويت گرفت. اما تعريف قومى در اساس با تعريف نژادى تفاوتى ندارد؛ هر دو در مورد حقوق نژادى يا قومى نظريهاى را برون مىتراوند كه به صاحب هويت (نژادى يا قومى) امتيازهاى مشخص و قدرت مطلقهاى مىدهد به گونهاى كه اين امتياز و قدرت را براى ديگران قائل نيست.
٦. پاكى نژاد يهود: «١».
عبارت «پاكى نژاد يهود» بر اين عقيده است كه اعضاى گروههاى يهودى در گذر تاريخ و در هر زمان و مكانى پاكى نژاد خود را حفظ كرده، و با نژادها و ملل ديگر ممزوج نشدهاند.
مروجان اين انديشه يهودستيزان مىباشند و آن را به عنوان دليلى بر رغبت يهود بر انزواطلبى و اهميت نژاد يهود مطرح مىكنند. هوستون چامبرلين بر اين باور است كه اين پاكى نژادى راز قدرت يهود است كه آنان را «در ميان ملتها غريب نموده است».
صهيونيستها همچنان مروج اين انديشه بودند و بر همين اساس ادعاى خود را مبنى بر ضرورت برپايى حكومت مستقل يهودى (مانند هر فرد ديگر كه به حكومت خود منتسب است) بنيان مىگذاشتند؛ حكومتى كه ملت يهودى را (از نظر نژادى) از ديگر ملل كره زمين جدا بسازد. لذا بسيارى از دانشمندان صهيونيست تلاشهاى بسيارى به منظور اثبات پاكى نژاد يهودى انجام دادهاند.
امّا سخن از وحدت نژادى ميان يهود، همان گونه كه دكتر حبال حمدان و ديگر دانشمندان تبيين نمودهاند بى پايه بوده و ذرهاى حقيقت ندارد! يهوديان همان گونه كه وحدت جغرافيايى را درك نكردهاند، هرگز وحدت نژادى را نيز درك نمىكند. در حال حاضر ميان پژوهشگران اتفاق نظر وجود دارد كه تشابه ميان اعضاى گروههاى يهودى با افراد جوامعى كه در آن زندگى مىكنند، از هرگونه تشابهى كه ممكن است ميان يك گروه يهودى و گروه يهودى ديگر (موجود در جامعه ديگر) باشد به مراتب بيشتر است.