گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٦٨
كردهاند. درباره سرچشمه اين وحدت تفسيرهاى متفاوتى وجود دارد. صهيونيستهاى مذهبى معتقدند منبع اين وحدت حلول روح الهى يا «شخيناه» و «درون پايى» آن در قوم يهود مىباشد. همين روح است كه در ميان آنان حضور دارد و آنان را به ملتى از كاهنان و قديسان مبدل نموده. اما صهيونيستهاى غيرمذهبى سرچشمه وحدت يهود را جوهره يهودى مىدانند كه در تمام يهوديان نهفته است و يا منشأ آن را وجود گرايش يهودستيزى در جوامع أغيار و يا تمايز كاركردى يهود و ناچارى آنان در تن دادن به نقش گروه كاركردى دلال «١» و كارهاى تجارى و ربوى مىداند. گفتمان صهيوينستى در زمان حاضر بر اين نكته تأكيد مىكند كه وحدت يهود بيانگر خواست قومى (در مورد غير مذهبىها) و خواست دينى قومى (در مورد مذهبىها) مىباشد.
اما الگوى انحصارى صهيونيستى با واقعيت تاريخى موجود و پيچيده اعضاى گروههاى يهودى متفاوت است. اين واقعيت تاريخى از ويژگى وحدت برخوردار نيست. اما از جنبه دينى يهوديت شكل تكوين زمين شناختى تراكمى ناهمگن به خود مىگيرد كه در آن نژادهاى مختلف برخى مواقع در كنار ديگر همزيستى دارند و در برخى مواقع دچار اختلاف مىشوند و از آغاز اختلاف و انشعابهاى زيادى در آن رخ داده است. مهمترين آن نزاعهايى است كه در دو حكومت عبرانى شمالى و جنوبى اتفاق مىافتاد. از جمله نزاع بر سر عبادت «يهوه» و «بعل» «٢» و ستيز بر سر عبادت حكومت شمال و عبادت حكومت جنوب. پس از بازگشت برخى يهوديان از بابل به فلسطين انشعاب شديدى ميان آنان و يهوديان مقيم كه سامرىها از ميان آنها برآمده بودند درگرفت. يهود از نظر دينى پس از آن زمان به صدوقى «٣»، فريسى «٤» و اسنى «٥» تقسيم شدند. سپس اعتراض قرائى «٦» عليه يهوديت حاخامى پديدار شد. نيز جنبشهاى