گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٦٤
مىآورد نه تعلق قومى. حتى اينها معتقدند كه اساس قوميت و قوميت يهودى، دين يهود است، و يا به گفته يكى از آنان «دين عين قوميت و قوميت عين دين» مىباشد.
اما با وجود اين اختلافها هر دو جريان بر اين عقيدهاند كه يهود يك ملت آلى است كه حقوق مطلقى در فلسطين دارد؛ خود مبناى هويت خويش بوده و بر ذات خود اتكا دارد.
مذهبىها اين وضعيت را بر اساس وعده الهى و سكولارها همين پديده را بر اساس خودآگاهى قومى تفسير مىكنند. نيازى به ذكر اين نكته نيست كه هر دو جريان طرح جامع و اساسى صهيونيسم را مىپذيرند.
٣. صهيونيسم سازگار طلب:
شايد بزرگترين دليل بر سطحى بودن اين اختلافها و وجود اتفاق ميان جريانهاى مختلف صهيونيستى، اصطلاح «صهيونيسم سازگارطلب» باشد. اين اصطلاح را در كنگره هشتم صهيونيسم (١٩٠٧ ميلادى) وايزمن به كار برد. در آن هنگام از صهيونيستهاى عملگرا و ديپلماسى خواست شيوههاى خود را در عرصه عمل با يكديگر درهم بياميزند. «وايزمن» تأكيد كرد كه او شيوههاى ديپلماتيك استعمارى را رد نمىكند؛ اما آن را به خودى خود كافى نمىداند، چه اينكه بايد فعاليت شهركنشينى به اين روند كمك كند. بدين ترتيب وى صهيونيسم شهرك نشين و اسكانى را پذيرفت.
«اتووربورچ» رئيس سازمان صهيونيسم در سالهاى ١٩١١ تا ١٩٢٠ م تعبير دقيقترى از صهيونيسم سازگارطلب ارائه داد. به گفته وى «حق تاريخى»، مبتنى بر مالكيت دوهزار ساله ما مىباشد و به تنهايى نمىتواند بركشورهاى بزرگ تأثيرگذار باشد. بلكه ما بايد شكل جديد و امروزى از اين حق ارائه و به حق تاريخى بيفزاييم. اين شيوه بايد بر اساس استدلال ما (اگر قانونى يا حقوقى (de jure) نباشد بر واقعيت موجود (de facto) مبتنى باشد) بر اين نكته باشد كه فلسطين از لحاظ اقتصادى تحت نفوذ ما قرار دارد و تمامى رهآوردهاى اين سرزمين در زمينه پيشرفتهاى بزرگ و ملموس در اصل نتيجه اقدام ما و قدرت ابزارهاى اقتصادى ما و فعاليت اين ابزارها مىباشد و تنها به بركت اين ابزار به دست آمده اند. در اينجا وى تنها به صهيونيسم اسكانى ديپلماتيك يا تنها به صهيونيسم شهركنشين اشاره نمىكند، بلكه به صهيونيسم قومى (حق تاريخى) نيز اشاره دارد. همچنين وى از زاويه جريانهاى سه گانه