گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٥٨
مىدهد. اما در اين ميان يك گسست اساسى وجود دارد كه علت آن به امور زير بر مىگردد:
الف) در آغاز صهيونيسم در كشورهاى استعمارى غرب (پروتستانى) و سپس توسط يهوديان جهان غرب (شرق و پس از آن غرب اروپا) و به منظورهاى مختلفى پايه گذارى شد.
پس صهيونيسم از جهت پيدايش، جهانى نيست، به ويژه اينكه ٩٠% يهوديان جهان تا پايان قرن نوزدهم در بافت تمدنى غرب بودند و اين همان مرحلهاى است كه صهيونيسم در آن ايجاد شد.
ب) صهيونيسم در گذشته و حال بخشى از تاريخ اقتصادى، سياسى و تمدنى غرب بوده و هست. امپرياليسم غربى نيز مكانيسم اصلى تبديل صهيونيسم از مرحله انديشه محض به حكومتى شهركنشين مىباشد.
بنابراين صهيونيسم، در تمام جهان به عنوان يك كل يا درون تاريخ جهان به طور مطلق و يا حتى ميان تمامى اعضاى گروههاى دينى و قومى يهودى پراكنده در جهان شكل نگرفت، بلكه تراوش يك بافت تمدنى خاص و در بازه زمانى مشخصى است كه در مطالعه آن در خارج از اين بافت ممكن نيست. همچنين بدون مراجعه به دورههاى تحول، بحرانهاى صهيونيسم و شيوه حل اين بحرانها نمىتوان اين پديده را درك نمود. البته چنين امرى طبيعتاً به معناى بى اعتبار دانستن ويژگيهاى شكلدهنده هويت جنبش غربى صهيونيسم نمىباشد.
شايد انسان غربى به دلايل زير صفت جهانى را به صهيونيسم داده است:
الف) گفتمان انجيلى به يهود به عنوان قومى برگزيده و بخشى از نمايشنامه هستى مىنگرد كه تاريخ جهان و جهانيان در چارچوب آن حركت مىكند و تاريخ يهود طبق نگاه انجيلى، تاريخى مستقل از تاريخ بيگانگان (اغيار) است. با اين حال اين تاريخ تكيه گاه اصلى تاريخ جهان را تشكيل مىدهد. اين گفتمان انجيلى در وجدان غربى به طور كامل ريشه مىدواند.
ب) پس از ظهور صهيونيسم در ميان يهوديان غرب، به ويژه پس از برپايى حكومت صهيونيستى، غرب به صهيونيسمسازى اكثر يهوديان جهان مبادرت ورزيد. لذا اين جنبش به اين معنا جهانى است. بايد اضافه كنيم كه اكثريت قاطع يهوديان جهان در حال حاضر يا در بافت تمدن غرب (فرانسه، انگليس و روسيه) يا درون بافت استعمارى شهركنشين غربى