گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٥٤
١. قوميت يهودى:
اصطلاح قوميت يهود مترادف با اصطلاح «صيهونيسم» مىباشد. اين اصطلاح فرض را بر اين مىگيرد كه يهوديان گروه قومى يا ملتى يهودى را تشكيل مىدهند. سياق دينى يهود از حيث اينكه يك تركيب زمين شناختى است در خود يك جريان قومى به شدت قوى دارد كه با ساختار حلول گرايى به شدت پيوند نموده است. چرا كه يهوديان خود را يك وجود دينى منسجم به نام «بنى اسرائيل» مىدانند. آنها با خداوند كه در آنان حلول كرده و قداست بالايى به آنها داده، تا رهبرى و نيز هدايت تاريخ قومى مقدس و منحصر به فردشان را- كه از خروج از مصر شروع مىشود- به عهده مىگيرند رابطه ويژهاى دارند. خداوند تورات را به اين اعتبار كه به آنان قوم برگزيدهاند براى آنان فرستاده است. بنابراين از اين بُعد، يهوديت قومى دينى است و با اديان چندگانه پرستِ حلول گرا كه دين و خدا را مختص يك ملت و جداى از ديگر ملل مىدانند تفاوت چندانى ندارد. مأموريت اين ملت مقدس يهودى در اين خلاصه مىشود كه شاهدى بر تاريخ و وجود خداوند در برابر ديگر ملل مىباشد.
بنابراين يهوديت از اين زاويه، دين قومى نژادى يا قوميت دينى مقدسى است كه يك وجود تاريخى را با تصوير آرمانى دينى به هم مىآميزد.
اما از جنبه واقعيت تاريخى تعيّن يافته مىبينيم كه در آن قوميتى يهودى يا ملت يهودى وجود ندارد، بلكه گروههاى يهودى پراكنده در جهان وجود دارند كه دو حركت اساسى آن را شكل داده اند:
گروههاى يهودى هرگز يك گروه منسجم انسانى نيستند كه از يك مركز فرهنگى يا دينى واحدى پيروى كنندو اين مركز براى آنان ملاكهاى واقعى و يا آرمانى تعريف كند و از سوى ديگر، اعضاى اين گروهها نگاه خود به خويشتن و به دنبال آن انتخاب اسلوب حيات را در قالب آن مركز طراحى نمايند. بلكه آنان حتى ميراث فرهنگى يا دينى واحدى نداشتند.
گروههاى يهودى در جاى جاى زمين و در ميان اكثر بافتهاى تمدنى معروف و ساختارهاى تاريخى و قومى متفاوت پراكنده و با آنها در تعامل و مشاركت بوده، با ترقى و عقبماندگى آن تمدنها، همگام بودهاند. بنابراين يهودى حاضر در اندلس فردى عرب و در روسيه، روسى، در يمن، يمنى و در ايالات متحده، آمريكايى بود. اين امر موجب شد تا اعضاى