گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٤٥
فصل ششم: قوميت يهود و ديگر اوهام صهيونيسم ادعا مىكند يهودى در خود احساسى عميق و هميشگى دارد مبنى بر اينكه طرد شده است و به جامعه خود تعلقى ندارد، چراكه به شدت به سرزمين اصلىاش يعنى فلسطين مرتبط است، به همين دليل خواستار بازگشت به آنجا مىباشد. صهيونيسم نيز تعبير سياسى اين رغبت اصيل موجود در دل يهود است و به همين دليل مىتواند بر خود اصطلاح «قوميت يهود» را اطلاق كند. اين دروغ تجلى الگوى نهفته در پس بسيارى از مطالعاتى است كه گروههاى يهودى جهان و اصطلاحات مورد استفاده آنها را بررسى مىكنند، چون اعضاى گروههاى يهودى به اين عنوان مورد بررسى قرار مىگيرند كه در آنها احساس تبعيد ازلى و تمايل هميشگى براى بازگشت وجود دارد، گويا اين احساس و رغبت جزئى از جوهره ثابت و ذات يهودى است و از اركان اصلى طبيعت انسانى يهود مىباشد.
توهم تبعيد و بازگشت «١» يهودى طبق اين الگوى تفسيرى، انسانى غريب است و با احساس در تبعيد بودن از نقطهاى به نقطه ديگر منتقل مىشود. لذا رغبتى فزاينده و دائمى براى پايان دادن به وضعيت تبعيد و بازگشت به وطن اصلىاش فلسطين دارد، بدين رو عباراتى چون «تبعيدگاه»، «پراكندگى»، «دياسپورا» و «بازگشت» در ادبيات مربوط به يهود، يهوديت صهيونيستى و يهود ستيزى و غيره، واژگانى مأنوس مىباشند. اين واژگان به گونهاى عادى سازى شدهاند كه گويا توصيف