گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٤٢
اسرائيل از نيل تا فرات دست برداشتند و شعارهايى مانند اسرائيل بزرگ (از لحاظ اقتصادى) را مطرح مىكنند كه بر منطقه كشيده شده از اقيانوس تا خليج فارس سيطره دارد. اين همان دوران نظم نوين جهانى و پسامدرنيسم است. صهيونيستها ثابت كردهاند كه توانايى غير طبيعى براى سازگارى با مقتضيات بين المللى را دارند و اين يك ويژگى اصلى حكومت كاركردى است.
٨. اجماع صيهونيستى، برخلاف تمامى چارچوبهاى استقلال صهيونيستى، خود اتكايى و ردّ أغيار معتقد است كه بدون حمايت غرب به ويژه ايالات متحده از شهركهاى صهيونيستى توانايى بقا و استمرار ندارد. اين شهركهاى صهيونيستى در اساس حكومتى كاركردى است كه براى تندادن به كاركردى اساسى يعنى دفاع از منافع غرب بنيان گذاشته شده است. غرب پايهگذار پروژه صهيونيسم مىباشد، بقا و استمرار آن را تضمين كرد تا در برابر، از منافع غرب در منطقه حمايت كند. از اين رو بدون اداى اين كاركرد از حكومت كاركردى حمايت نخواهد شد.
سستى بنيانهاى اين اجماع يكى پس از ديگرى مشخص شده است. نادرستى مسأله قوم واحد بودن يهود ثابت شد، چون اين قوم در تبعيدگاهشان خوشبختاند و به سرزمين ميعاد سرازير نشدند. همچنين شكست صهيونيستى اسرائيلى در ارائه تعريف از «يهودى» مشكلى بنيادين و تهديدكننده اجماع صهيونيستى است.
اما در رابطه فلسطينىها، صهيونيستها سختى رهايى از چنگ آنان و وجود «عرضى و زوال پذير» خودشان را به خوبى دريافتهاند. به همين دليل صهيونيستها در حال حاضر تلاش مىكنند واقعيت ساكنان را بپذيرند و رويكرد كاهش اصطكاك با فلسطينىها و محاصره آنان را با برپايى رژيمى مختص فلسطينىها اتخاذ كردهاند، چون آنها مشروعيت وجود صهيونيستى در فلسطين را تهديد مىكنند. اما سخن از محاصره ساكنانِ خود، دليلى است بر شكست صهيونيسم در برپايى حكومت ناب صهيونيستى و حمايت از ادعاهاى صهيونيستى. اين ادعاها توسط انتفاضه ١٩٨٧ م و انتفاضه الاقصى تهديد شدند، و رژيم شهركنشين صهيونيستى از اشغالگرى دست برداشته و به رژيمى مبتنى بر تبعيض نژادى (آپارتايد) مبدل شده است.