گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٣٧
به مقدار ناچيز مصرف مىكنند و اقليت ثروتمندى كه توليد كننده نيست و به دليل كم بودن شمارشان تنها مقدار ناچيزى از كالاها را مصرف مىكنند تقسيم شد. اين امر پس از گذشت چند مرحله ركود اقتصادى را به دنبال داشت، به طورى كه روند توليد كالاهاى بىمصرف و كارگران بيكار و ناتوان از مصرف اين كالاها رو به فزونى گذاشت. فهم اين راه حل جز در چارچوب آنچه كه «مسأله اروپايى» مىناميم امكانپذير نيست. اين اصطلاحى است كه ما براى توصيف پديدهاى كه بازتابهاى جهانى دارد وضع نموديم. درك بسيارى از پديدههاى موجود در گوشه و كنار جهان كه از نيمه قرن نوزدهم رخ دادهاند جز در ارتباط با «مسأله اروپايى» امكانپذير نيست.
در نتيجه راه حل مشكل اروپا در آن زمان مصرف كالاهاى مازاد، و رهايى از جمعيت مازاد بود. مشكل ديگرى نيز رخ داد و آن احتياج كارخانهها يا به گفته يكى از شعرا «آسيابهاى شيطانى» به مواد خام بود تا چرخهاى آن از حركت بازنايستد و كالاهايى توليد كند كه مصرف كننده ندارد. اما همين انقلاب صنعتى توانست اين انرژى را به خدمت انسان درآورد و انتقال از مكانى به مكان ديگر را امرى آسان نمود. همچنين براى هر انسانى صرف نظر از اصل قومى يا فرهنگىاش سكونت در هر نقطهاى كه انتخاب كند (خواه اين نقطه به شدت گرمسير و خواه به شدت سردسير باشد) ممكن شد.
مجموعه اين عوامل يعنى كالاى مازاد و جمعيت مازاد و توان توسعه طلبى و انتقال به هر نقطهاى از زمين، جوهره مسأله اروپا در قرن نوزدهم را تشكيل مىدهند كه راه حل اساسى طرح شده نيز به آن اشاره دارد. راه حل- در اقتصادى مبتنى بر توليد و صادرات- در صادر كردن مسكلات اروپا به ملل آسيا و آفريقا نهفته بود. اساساً صادر كردن مشكلات همان استعمار بود. چرا كه اروپا ارتشها و ناوهاى جنگى را آماده، سلاح را توليد و تمام جهان را تقسيم نمود (جز برخى بخشهاى دور و كوچك مانند ژاپن كه تلاش براى استعمار آن با مشكلات زيادى همراه بود).
استعمار غربى انواع و اقسامى داشت. حل مشكل دستيابى به مواد خام و توزيع مستقيم كالا نيازمند حركت ارتشها به منظور سلب حاكميت سياسى و اقتصادى كشورها بود تا بدين ترتيب اين كشورها به منبع مواد خام كشورهاى استعمارگر تبديل شوند و نيز صنايع بنيادين