گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٣١
ب) به دليل تركيب طبقاتى نابرابر، اين قوم طرد شده است؛ امرى كه از يهوديان گروههاى طفيلى (صهيونيسم كارگرى) مىسازد.
ج) هويت آلى قومى او تنها در سرزمينش قابل تحقق مىباشد (صهيونيسم قومى سكولار فرهنگى)
د) اين قوم ليبرال عادى است كه دوست دارد مانند ديگر ملل به ويژه ملل غربى (صهيونيسم سياسى) زندگى كند.
هر چه اين علتها و اسباب متفاوت باشند، اين قوم به خود مىنگرد و خود را وجودى آلى و مطلق مىبيند كه ارزش ذاتى مثبت دارد (و حتى خود را مطلق، محل حلول و درون پايى «١» مىداند؛ از اين رو در سرزمين قومى يهودى اش يعنى فلسطين حقوق دارد).
اما اهداف از اين انتقال عبارتند از:
الف) انتقال، رهايى از يهوديان يا تأسيس حكومتى كاركردى و مبتنى بر خدمت به غرب نيست، بلكه هدف اصلاح شخصيت يهودى و عادىسازى آن و برپايى حكومتى سوسياليستى و محقق كننده ايدههاى سوسياليستى (صيهونيسم كارگرى) مىباشد.
ب) پاسخ دادن به رؤياى ازلى «بازگشت» و تحقق رسالت الهى يهود و برپايى حكومتى مبتنى بر شريعت يهود (صهيونيسم دينى).
ج) تحقق هويت يهودى و تأسيس حكومتى يهودى به معناى سكولار به طورى كه به مثابه مركز معنوى و فرهنگى يهوديان جهان باشد، (صهيونيسم قومى سكولار).
د) تحقق ايدههاى آزادى و برپايى حكومتى دموكراتيك و غربى (صهيونيسم سياسى).
همچنين مكانى كه اين قوم به آنجا منتقل خواهد شد معنايى باطنى گرفت، چون اين سرزمين تنها نقطهاى است كه شايستگى رهايى (مشيحانى، سوسياليستى يا ليبرايى) را دارد. پس آن «سرزمين موعود» قومى دينى يا سكولار است. حتى بايد گفت خلاص و رهايى اين قوم در گرو رهايى اين سرزمين است و اين خود مشيت الهى است.
مكانيزمهاى اين انتقال، نه استعمار غرب، خشونت و يا ترور بلكه حقوق بين الملل