گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٣٠
يهودى تقريباً صفر است، چون فرض بر اين است كه يهوديان خود را گروهى برتر و بىنظير مىدانند كه اين نگاه صحيح نمىباشد.
هرتصل گفتمان مرموز صهيونيستى را متحول ساخت و درهاى بسته را بر روى تمامى چارچوبهاى متناقض يهودى گشود؛ چارچوبهايى كه به دليل گستردگى، طرح جامع و اساسى را پوشش داده و اصول مادىگرايانه آن را پنهان ساخته بود تا جايى كه اين چارچوب در ميان اعضاى گروههاى يهودى غرب و حتى اكثر بخشهاى جهان غرب جاى طرح اساسى و فراگير را گرفت.
با كنار زدن چارچوبهاى حلولى توسط صيهونيسم قومى (دينى و سكولار) طرح جامع و اساسى صهيونيستى يهودىشده به دست آمد (اين چارچوبها مرز ميان اله، سرزمين و ملت را برداشته، آنها را يكى مىكنند، گويا كه امر واحد مىباشند و قداست را از هر يهودى مىزدايد) به طورى كه يهودى از عنصرى سودمند به انسانى مبدل مىشود كه هدف، غايت، وسيله و رسالتى دارد. فرآيند انتقال به او شرافت مىدهد يا آن را يك جبر تاريخى و يا حتى داراى ابعادى صوفى يا شبه صوفى مىكند. اين امر پذيرش طرح جامع و اساسى صهيونيستى توسط اين عنصر بشرى را آسان كرده است، همچنان كه ائتلاف ميان صهيونيستهاى مذهبى و سكولار را فراهم كرد؛ به اين معنا كه همگان بر قداست قوم يهود و رسالت آن و مطلق بودنش اتفاق نظر دارند و تنها بر سر منشأ اين قداست و تجلىهاى آن داراى اختلاف نظر هستند. با وجود فراوانى اين چارچوبها و غرق شدن آنها در حلولگرايى اين اصولِ ثابت، طرح جامع و اساسى صهيونيستى همچنان باقى است.
طرح يهودىشده، جهان را «تبعيدگاه» و يهوديان را شكل دهنده «قوم واحد آلى» (در سرزمين أغيار) مىداند، قومى طردشده كه بايد از اين تبعيدگاه به فلسطين «سرزمين موعود» منتقل شوند. اما با وجود اين توافق اصولى بر سر ثوابت، چارچوبها متفاوت مىباشد. چون اين قوم آلى نه به علت از دست دادن كاركرد خود و يا قاتل مسيح بودن، بلكه به علل متفاوت طرد مىشود، از جمله اينكه الف) اين قوم مقدس به دليل قداستش (صهيونيسم قومى دينى) در هرجا و هر زمانى مورد انزجار ديگران است.