گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١٢٨
٢. عنصر دومى به اين طرح اضافه شد (كه از لحاظ تاريخى و ساختارى در عنصر اول نهفته است) و آن عبارت است از كشف سودمند بودن يهود و به دنبال آن امكان به كارگيرى (و اصلاح) آنان در خارج از اروپا. اين بخش از آغاز قرن هفده ميلادى دوران ظهور نگاه معرفتشناختى سكولاريسم و شمولگراى امپرياليستى كشف و يا بر آن تأكيد شد. مشاهده مىشود نقطه تمايز صهيونيسم از يهودستيزى، همين عنصر مىباشد. صهيونيسم و يهودستيزى هردو يهوديان را عنصرى غيرسودمند مىدانند كه با وجود حضور در تمدن غرب به آن متعلق نيست و تنها راه حل، اخراج يهوديان است. اما يهودستيزان به اخراج يهود به طور بىرحمانه از طريق طرد يا كشتار آنان بدون برنامهريزى و يا هدفمندى متوسل مىشوند. در همين حال صهيونيستها به تمامى اين فرايند جهت مىدهند و معتقدند كه امكان اخراج يهود به طور روشمند و مبدّلساختن آنان به عنصرى سودمند وجود دارد.
٣. طرح صهيونيستى تا پايان قرن نوزده به طور يك انديشه رمانتيك نژادپرست صرف باقى ماند وليكن بعد از دوران هرتصل و بالفور به جنبشى سازمانيافته مبدّل گرديد. مضمون اين جنبش عبارت بود از اينكه بايد به كارگيرى يهوديان در حكومتى كاركردى و با نظارت يكى از كشورهاى استعمارى بزرگ غرب صورت گيرد. اين كشور استعمارى نيز امنيت شهركنشينان را تامين مىكند تا ضامن بقا و استمرار حكومت كاركردى باشد.
با اعلاميه بالفور فلسطين را همان مكانى معين مىكند كه در آن حكومت كاركردى برپا خواهد شد و اين طرح اساسى به طرح فراگير مبدل مىگردد.
بايد بدانيم مفهوم نهفته در وراى طرح اساسى فراگير در صهيونيسم غربى، مفهومى محورى در تمدن غرب است. مطابق اين طرح نهتنها يهوديان، بلكه همه منحرفان اجتماعى شناسايى شدند. به عنوان مثال: زندانيان در غرب به استراليا منتقل و به كارگيرى مىشدند به طورى كه به عناصرى اجتماعى تبديل مىگشتند. يعنى اعضاى تمدنى مىشدند كه آنان را طرد كرده و منتقل نموده بود.
و اين طرح اساسى فراگير بزرگترين وجه مشترك تمامى صهيونيستها يعنى صهيونيسم يهودى، غير يهودى، مذهبى، يهوديان سكولار، صهيونيسم يهوديان پايبند به نژاد قومى خود و صهيونيسم يهوديان غير يهودى، (بدون در نظر گرفتن چارچوبها، دستاويزها و ديدگاهها)