گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١١٨
چرا كه پيروان اين عقيده ايمان دارند ماشيح مسيح منجى در آخرالزمان خواهد آمد تا قوم خود را به صهيون (سرزمين- پايتخت) رهبرى و بر جهان حكمرانى كند تا عدل و آرامش بر سراسر گيتى حكمفرما شود. واژه «صهيون» در وجدان دينى يهود داراى تلقينهاى شعرى دينى است. در مزمور شماره ١/ ١٣٧ از زبان گروه يسرائيل پس از كوچانيدن آنان به بابل آمده «آنجا نزد نهرهاى بابل نشستيم و چون صهيون را به ياد آورديم گريه نيز كرديم». «١» در كتاب مقدس اشارههاى پراكندهاى به اين ارتباط با صهيون شده كه از اين رابطه معمولًا به «حبّ صهيون» ياد مىشود. اين دوستى خود را در نماز و تجربهها و شرايط دينى مختلف نشان مىدهد، وتنها در مواردى اندك به شكل رفتن به فلسطين براى زيستن به هدف عبادت خود را نشان مىدهد. از اينرو مهاجران يهودى كه در آنجا سكنى گزيدهاند كار نمىكنند و با صدقههايى كه اعضاى گروههاى يهودى در جهان برايشان مىفرستند امرار معاش مىكنند.
زيستن در فلسطين يك عمل دينى و بر اساس تقوى بود نه يك عمل دنيايى. پاداش آن در آخرت يا در آخرالزمان مىباشد. بنابراين اينان ارتباط چندانى با شهركنشينى صهيونيستى ندارند. به ويژه اينكه يهوديت حاخامى ارتدوكس تلاش فعلى براى بازگشت گروهى به فلسطين را حرام و آن را «تجديف» «٢» و «هرطقه» «٣» مىداند و اين بازگشت را از قبيل «دحيكاتهاكتس» يعنى «تعجيل در پايان» به شمار مىآورد.
پس يهوديت معتقد است بازگشت به سرزمين موعود در زمانى است كه «پروردگار» مشخص مىكند و توسط او محقق مىشود و اين موضوع يك اقدام بشرى نيست كه به دست انسان انجام پذيرد. اين گرايش دينى صهيونيستى كه بر عنصر عبور از ماده تأكيد مىكند با شهركنشينى فعلى و مادى صهيونيستى در فلسطين و حتى با آنچه كه در حال حاضر «صهيونيسم دينى» ناميده مىشود ارتباطى ندارد.
٢. اصطلاح «صهيونيسم» بر نگاه مشخصى كه در اروپا در ميان اعضاى گروههاى يهودى (به ويژه در محافل پروتستانى در انگليس و از اواخر قرن شانزدهم) ظهور كرد نيز اطلاق