گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١١٧
فصل پنجم: صهيونيسم: درهم آميختگى دلالتى و مسألهدارى تعريف «صهيونيسم» از جمله اصطلاحات بسيار رايج و كاربردى است؛ گويا معناى آشكار و مشخصى دارد، در حالى كه اين اصطلاح به دليل ساختار زمين شناختى «١» آن دلالتهاى درهم پيچيدهاى دارد، چه اينكه حوزه دلالت آن متغير بوده و دلالتها يكى پس از ديگرى بر آن افزوده مىشود بدون آنكه اين مدلولها با يكديگر متحد شوند و يا همديگر را نفى نمايند. در عين حال كسى تلاش نمىكند به وحدت نهان در پشت توده مدلولهاى گوناگون و حتى متناقض دست يازد.
درهم آميختگى مدلولها اصطلاح صهيونيسم براى اولين بار در قرن نوزدهم وضع شد، اما براى اشاره به برخى گرايشهايى كه به آنها صهيونيسم اطلاق مىشود و قبل از آن تاريخ پديد آمدهاند نيز به كار مىرود! در اينجا برخى از موارد كاربرد اصطلاح را در حدّ توان و طبق ترتيب تاريخى آنها مىآوريم تا طبيعت زمينشناختى و تراكمى اصطلاح را تبيين كنيم:
١. يك كاربرد اصطلاح صهيونيسم به معناى دينى آن است. واژه «صهيون» در ميراث دينى يهود به كوه صهيون و قدس و حتى به سرزمين مقدس به عنوان يك كل اشاره دارد؛ و به خود يهوديان به اعتبار «فرزندان صهيون» و نيز براى اشاره به يهوديان به عنوان يك گروه دينى به كار مىرود. واقعيت آن است كه بازگشت به صهيون در سياق دينى يهود انديشهاى محورى است،