گفتمان صهيونيستى - حسینی، سید مرتضی - الصفحة ١١٢
آنچه كه براى همه مفهوم بوده و چه بسا كه ذكر آن مشكل آفرين بوده قيد نشده و در بندهاى آن جاهاى خالى زيادى رها شده تا هر صهيونيستى طبق تعريف خودش از يهود آن را پر كند.
در اين بندها، نه نام حكومت و نه مرزها مشخص نگرديده و با سكوت كامل در قبال اعراب، آنان را محو نموده است همچنين به هيچ يك از مفاهيم بنيادين پنهان شده تصريح نشد تا اينكه نيم قرن بعد در برنامه بلتيمور كه در كنگره فوقالعاده صهيونيستهاى آمريكايى و اروپايى با نمايندگان شهركنشينان در فلسطين، در ماه مه ١٩٤٢ در نيويورك به تصويب رسيد، چنين آمده است: «اذعان به اين كه هدف از شروط اعلاميه بالفور و قيموميتى كه ارتباط تاريخى قوم يهود با فلسطين را تبيين مىكند، عبارت است از برپايى حكومتى يهودى در آنجا و تبديل فلسطين به حكومتى يهودى». تيلور، از مورخان كنونى جنبش صهيونيسم، در شرح آن چنين مىگويد: «و بدين گونه الآن هدف پنهانى (مقوله ثابت) كه هميشه با صهيونيسم بوده آشكار مىشود.» اين مورخ اشتباه نمىگويد و نيز تلاش نمىكند تا تفسيرى غير واقعى را بر وقايع يا كلمات تحميل كند. حتى حاضران در هتل بلتيمور در نيويورك اعلاميه بالفور را «اجراى كامل برنامه بال» توصيف كردهاند. آنچه رخ داده تنها پر شدن برخى از جاهاى خالى و معناكاوى برخى عبارات خاموش و مشخص شدن برخى عبارات ژلاتينى بوده. با اين حال، پايبندى به سكوت در برابر سرنوشت ساكنان اصلى ادامه يافت. با تفسير بلتيمور، برنامه بال استمرار يافت تا اينكه بعد از برپايى حكومت اصلاحاتى در آن صورت گرفت.
كنگره ٢٣ صهيونيسم (١٩٥١ م) با هدف رسيدن به تعريفى از صهيونيسم كه جايگزين برنامه بال شود برگزار شد. برخى صهيونيستهاى شهرك نشين طرحى ارائه دادند كه هدف صهيونيسم را «رهايى ملت يهود به وسيله جمعآورى تبعيدشدگان (يعنى تمامى اعضاى گروههاى يهودى جهان (در سرزمين اسرائيل، يعنى فلسطين اشغالى)» معرفى كرده بود. اين طرحى افراطى و متصلب بود كه هيچ انعطاف و حالت ژلاتينى در آن به چشم نمىخورد و هيچ جاى خالى در آن وجود نداشت. از اينرو خطر بروز تناقضها وجود داشت. به همين دليل از اين طرح چشم پوشى شد و به جاى آن، در اين كنگره تصميمى اتخاد شد كه مأموريت صهيونيسم را به شكلى نيرنگآميز مشخص مىكرد: «پشتيبانى از دولت اسرائيل و گردهم آوردن تبعيدشدگان در